تبلیغات
اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه) - مطالب امام رضا (علیه السلام)
 
اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
چهارشنبه 11 مرداد 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
صحبت از آداب میهمان و میهمان داری بود. هرکس مطلبی را یادآور می شد.

امام رضا (علیه السلام)

داستانی را از اجدادش نقل کرد. فرمود:
روزی فردی

امام علی (علیه السلام)

را به مهمانی دعوت کرد. امام علی (علیه السلام) مشروط پذیرفت. ایشان فرمود: «به سه شرط می آیم. اگر قول می دهی که رعایت کنی، دعوتت رامی پذیرم.» مرد گفت: (آن سه شرط چیست؟) فرمود:
{شرط اول اینکه چیزی از بیرون منزل برای من تهیه‌ نکنی. دوم از آنچه در منزل هست، چیزی را از من دریغ نکنی، و سوم اینکه زن و بچه ات را به رنج و سختی نیندازی.}
مرد که علاقه مند بود میزبان امام شود، گفت: (یا

امیرالمؤمنین

! قول می دهم این سه شرط را رعایت کنم.) امام نیز دعوت او را پذیرفت و به منزل ایشان رفت.
عیون أخبارالرضا ،ج۱،ص۲۲۵،ح۱۶.


بریده ای از کتاب «امام رضا (علیه السلام) و زندگی» تألیف مهدی غلامعلی

کتاب امام رضا علیه السلام و زندگی




نوع مطلب : امام علی (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام)، اخلاق، فرهنگ، کتاب، 
برچسب ها : آداب میزبانی، کتاب امام رضا (علیه السلام) و زندگی، مهدی غلامعلی، آداب میهمان و میهمان داری،


مدت‌ها شاگردش بودم. از نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام ) بود و به حسنی شهره بود. عبدالعظیم به ری وارد، و در خانه ی یکی از شیعیان ساکن شده بود. صاحب خانه اش می گفت:
وی پیوسته عبادت می کرد.روزها روزه، و شب ها به عبادت شبانگاهی اش مشغول بود. قبری نزدیک خانه ی ما بود که عبدالعظیم بسیار به زیارت آن قبر می رفت و می گفت که این، قبر یکی از فرزندان امام کاظم (علیه السلام ) است.
عبدالعظیم با امام هشتم نیز رفت و آمد می کرد. امام هشتم نیز به خوبی از جایگاه او در میان شیعه آگاه بود و برخی از پیغام‌ها را از طریق او می رساند. یک بار که او نزد امام رضا (علیه السلام )رفته بود، امام به او گفته بود :
ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را در خود راه ندهند، و ایشان را به راست گویی و امانت داری سفارش کن. به آنان سفارش کن که خاموشی گزینند و بحث و جدل های بیهوده را رها کنند‌، به یکدیگر روی آورند و به دیدن هم بروند؛ زیرا این امر، باعث نزدیک شدن به من می شود، خود را سرگرم نزاع با یکدیگر نکنند؛ زیرا من به جان خودم سوگند یاد کرده ام که هرکس دوستی از دوستان مرا خشمگین کند، از خدا بخواهم که در دنیا، سخت ترین عذاب را به او بچشاند و در آخرت، از زیانکاران باشد.
به آنان بگو که خداوند، نیکوکارتان را آمرزیده و از بدکارتان گذشته است ؛ مگر کسی که به او شرک ورزد یا دوستی از دوستان مرا آزار دهد و یا قصد بدی به او داشته باشد ؛ زیرا در این صورت، خداوند او را نمی بخشد تا زمانی که از این کارها یا از این بداندیشی دست بردارد و اگر دست برنداشت، روح ایمان از دلش می رود و از

ولایت

و دوستی من خارج می شود و نصیبی از ولایت ما ندارد. پناه می برم به خدا از این امر.
رجال نجاشی ص ۲۴۷ش ۶۵۳؛ الاختصاص ص ۲۴۷.

بریده ای از کتاب «امام رضا (علیه السلام) و زندگی» تألیف مهدی غلامعلی
کتاب امام رضا علیه السلام و زندگی




نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، اخلاق، کتاب، 
برچسب ها : کتاب امام رضا (علیه السلام) و زندگی، مهدی غلامعلی، عبدالعظیم حسنی،


جمعه 27 فروردین 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
این که بنده گاهی اوقات اعتراض میکنم به بعضی از مدّاحی‌ها که مثلاً فرض کنید در عزاداری دهه‌ی محرّم وقتی انسان نگاه میکند -که گاهی می‌آورند عکسهایش را؛ حالا هم که دیگر این وسایل زیاد شده؛ البتّه بنده ندارم امّا گاهی می‌آورند به من نشان میدهند این عکسها و مانند اینها را- میبیند مثلاً در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین؛ خب، این چه فایده‌ای دارد؟ این چه تأثیری دارد؟ کجای این عزاداری است؟ اینکه من اعتراض میکنم، از هیجان جوانها بنده ناراحت نیستم؛ خب جوان اهل هیجان است، جوان منبع انرژی است و دائماً دلش میخواهد انرژی خودش را تخلیه کند؛ من از این باب [میگویم] که این وظیفه‌های بزرگ زمین نماند. وقتی‌که در یک جماعتی ده هزار جوان یا پنج هزار جوان جمع شدند و دلشان را دادند به شما، شما میتوانید با یک اجرای عالی، هنرمندانه و پُرمغز، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمدی که با عزم جزم بروند دنبال کار، میتوانید هم تبدیل کنید به آدمهای بی‌خیال، بی‌فکر، ناامید و از لحاظ معنوی تهیدست؛ این کار را هم میشود کرد. شما از این فرصت استفاده کنید و آن شقّ اوّل را انتخاب کنید. حرف من این است.
مدّاحی ضمن اینکه مدح بهترین خلایق عالم است -موضوعش مدح بهترین خلایق عالم است که اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) باشند لذا شأن و رفعت والایی دارد؛ مدّاحی به‌طور طبیعی این است- امّا شما نگاه کنید ببینید مثلاً شاعری مثل دعبل خزاعی در قصیده‌ی «مدارس آیات» چه دارد میگوید؛ قصیده‌ی «مدارس آیات» آن قصیده‌ای [است] که حضرت [رضا (سلام‌الله‌علیه)] تشویق کردند و به او کسوه دادند و صله دادند. این قصیده‌ای است که اصلاً بساط بنی‌عبّاس را، فلسفه‌ی وجودی بنی‌عبّاس را زیر سؤال میبرد و آنها را محکوم میکند؛ یعنی سیاسی محض است؛ فقط این نیست که یک روضه‌خوانی محض و مرثیه‌خوانی محض باشد؛ نه، مرثیه‌خوانی لازم است امّا همان کاری که در کنار مرثیه‌خوانی انجام میگرفته، مورد توجّه ائمّه (علیهم‌السّلام) است. قصیده‌ی دعبل، قصیده‌ی کُمیت، قصائد گوناگون که شعرای آن‌وقت میگفتند، دیگران هم میخواندند و انشاد میکردند یعنی مثل شما که با صدا میخوانید، چه خود شاعر، چه دیگری، می‌آمدند و آنها را با صدا برای مردم میخواندند؛ وسایل تبلیغات جمعی عبارت بود از همینها؛ امروز شما از همینها میتوانید استفاده کنید؛ از وسایل تبلیغات جمعی بهره‌مند بشوید و مردم را هدایت کنید؛ این به نظر من کار بسیار اساسی‌ای است.


۱۳۹۵/۰۱/۱۱بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام



نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، مقام معظم رهبری، انحرافات در مراسم عزاداری اهل البیت (علیهم السلام)، 
برچسب ها : در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین!، کجای این عزاداری است؟، استفاده از فرصت مدّاحی‌، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمد با عزم جزم، مدّاحی مدح بهترین خلایق عالم است، سیاسی محض است!، از وسایل تبلیغات جمعی بهره‌مند بشوید،


دوشنبه 2 شهریور 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست

ای نگاهت عطوف، ادرکنی

یا امام الرئوف ادرکنی

نه تو شاهنشه خراسانی

 از جهان تا جنان تو سلطانی

کیست همچون تو کوثر طه

دومین بضعة النّبی، آقا

ای غبار رَهَت شفای همه

خاک پای شما دوای همه

دردمندان سوی تو آه آرند

بی‎پناهان به تو پناه آرند

ضامن آهوان صحرایی

شافع دوستان زهرایی

ای همه سایه‎ی تو روی سرم

 مهربان‎تر ز مادر و پدرم

دلِ تنگم  طبیب می‎خواهد

آستان غریب می‎خواهد

حَرَمت آشیانه‎ی دل‎هاست

 مرغ دل خوب جلدِ بام شماست

مرغِ بامت نشانه ای دارد

بر لبِ خود ترانه ای دارد

من که عمری کبوتر حرمم

زائر خانواده‎ی کرمم

خاطرت را زیاد می‎خواهم

از تو باب الجواد می‎خواهم

کاش مرغ حرم بمانم من

نوکر دلبرم بمانم من

کاش بوی شما بگیرم من

از شما کربلا بگیرم من


این شعری است که حاج منصور ارضی 18 شهریور سال 1393 به مناسبت ولادت امام رضا (علیه السلام) در حسینیه صنف لباس فروشها خوندن.

و این هم لینک دانلود آن با حجم 3.552Mb





نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، حاج منصور ارضی، شعر و ادب، 
برچسب ها : 18 شهریور سال 1393، ولادت امام رضا (علیه السلام)، حسینیه صنف لباس فروشها،


یکشنبه 11 مرداد 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست
باز هم مناجاتی بسیار زیبا با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) از حاج منصور ارضی در تاریخ 29 اردیبهشت 1394 در حسینیه صنف لباس فروش ها را میگذارم:

نشسته‎ایم به راهت، چه می‏‎کنی با ما ؟

 تو شاه و ما همه رعیت، چه می‎کنی با ما ؟

کنون که عمر گران صرف آرزوها شد

رسیده‎ایم تَه خط، چه می‎کنی با ما ؟

همیشه اولویت را به این و آن دادیم

شدیم غرق خجالت، چه می‎کنی با ما ؟

جواب بد شدنِ ما نگاهِ لطف تو بود

چه کرده‎ایم برایت، چه می‎کنی با ما ؟

سریع می گذرد زندگی، چه خوب و چه بد

در ازدحام قیامت، چه می‎کنی با ما ؟

در آن زمان که گرفتار کار خود هستیم

بگو برای شفاعت، چه می‎کنی با ما ؟

سه چهار روز همه زائر رضا بودیم

 به خاطر دل حضرت، چه می‎کنی با ما ؟

به زیر قُبّه‎ی آقا که می‎روی شب‎ها

در آن زمان اجابت، چه می‎کنی با ما ؟

* * * * *

دعا بکن که کنار تو تا خدا برسیم

شب ولادت ارباب به کربلا برسیم


لینک دانلود صوت مناجات با حجم 3.18Mb





نوع مطلب : امام حسین (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام)، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، حاج منصور ارضی، شعر و ادب، چند رسانه ای (صوت و فیلم)، 
برچسب ها : 29 اردیبهشت 1394، حسینیه صنف لباس فروش ها، چه می‏‎کنی با ما ؟، کربلا،


یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست

آمدم ای شاه، سلامت کنم
عرضِ ارادت به مقامت کنم
آنچه که دارم تو رساندی به من
هیچ ندارم که به نامت کنم
آمده ام تا که سلامت کنم
سلامت کنم...



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، شعر و ادب، عکس و خاطره، 
برچسب ها : متن آهنگِ سبزه ی نوروز، محمد اصفهانی، حرم امام رضا (علیه السلام)، صحن گوهرشاد، صحن جمهوری اسلامی،


چهارشنبه 30 اسفند 1391 :: نویسنده : شاهین حق پرست
این ساعات قبل عید خیلی ها دلشون میخواد مشهد و در جوار بارگاه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف تحیت والثناء) باشن. به خاطر همین چندتا از عکسام از حرم رو که تازه گرفتم و یا قبلاً گذاشته بودم و مشکل آپلود پیدا کرد رو میذارم تا بعداً اگه فرصت شد عکسا و خاطرات مفسلتری بگذارم.

امام رضا (علیه السلام)


ادامه مطلب


نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، عکس و خاطره، 
برچسب ها : حرم،


یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : شاهین حق پرست
باز هم امام رضا (علیه السلام) بنده رو به زیارتشون طلبیدند و چند روز همراه خانواده خدمت شون رسیدم این دفعه نمی خواستم عکس بگیرم ولی دیدن یه شعر نزدیک ضریح باعث شد باز چند تا عکس بگیرم و تو وبلاگ بذارم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، عکس و خاطره، 
برچسب ها :


جاتون خالی هفته ی پیش نائب الزیارتون حرم امام رضا (علیه آلاف تحیت والثناء) بودم .
جدا از جریانات جالب سفر و جا و مکان و بلیط برگشت نداشتن و چتر یکی از رفقای مشهدی شدن ، واقعاً خوش گذشت و به معنای واقعی کلمه چند روز مهمون و آواره ی امام رضا (ع) بودم یکی دو ساعتی هم کنار حرم کارتن خواب آقا شدم واقعاً چه مقام و لذتی داره کارتن خواب امام رضا (ع) شدن.
به عنوان سوغاتی هم که شده چند تا عکس که با دوربین گوشیم گرفتم میذارم کیفیتشون پایینه ولی بجاش بهتر بالا میان.

اینم لینک محصولات آستان قدس رضوی




عکسا تو ادامه مطلب


نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، عکس و خاطره، 
برچسب ها : حرم امام رضا (ع)، مسجد گوهرشاد،




درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن طراحی سایت ارزان
شمارنده