اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
پنجشنبه 11 مهر 1398 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بنده معمولا خیلی کم در وبلاگ متن می نویسم و اصلا خودم رو در حد نویسندگی و امر و نهی نمیدونم ولی فقط بعضی جاها که از بعضی چیزا میسوزم و نمیتونم ساکت بشینم اینجا مینویسم و سعی میکنم نظراتم رو ابراز کنم امشب هم در یک برنامه‌ تلویزیونی مربوط به ارائه طرح های کارآفرینی بعد از ارائه طرح کارآفرینی مرتبط با کم آبی و زراعت با آب شور آخرین داور خیلی راحت گفت این طرح نیازهای کشور رو برطرف میکنه اما ما فقط دنبال برطرف شدن نیاز کشور نیستیم و طرح باید سرمایه ها رو برگردونه و کسب و کار رونق بگیره این دقیقا نگاهی که مسئولان ما به بسیاری از مسائل حیاتی و بحران ها در کشور دارند و به همه مقوله‌ها دید اقتصادی و درآمدزایی و سودآوری دارند در صورتی که بسیاری از این ها  دره و گردنه و چاه و چاله هستند که باید پر شوند و از آنها عبور کرد نه چاه نفت که استحصال کرد یا جنگل و دریا که از آن پول درآورد!
از جمله این مسائل: بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب ، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش و مشکلات خصوصی سازی کارخانجات است.
بنده از زمان انتخاب رشته با تفکر به نیاز کشور یعنی بحران آب انتخاب رشته کردم، با این تفکر تحصیل کردم و با این تفکر وارد بازار کاری این رشته شدم و با این وجود که به نتیجه نرسیدم اما به فکر درآمدزایی نبودم و در این مدت در کل و به صورت چکیده به این نتیجه رسیده ام که برای رفع بحران آب دو اقدام باید کرد:
قبل از بیان اقدام اول لازم است این نکته را ذکر کنم که در عید امسال سدها بسیاری از شهرها را از خطر تخریب کامل نجات دادند و بسیاری از مدافعان سدسازی به این مقوله پرداختند و خواستار ساخت سدهای بیشتر شدند اما حقیقت این است که سدسازی مانند عمل‌ جراحی بر روی بیمار اورژانسی است در صورتی که با اقدامات پیشگیرانه اصلا نیازی به عمل جراحی نیست (دقیقا شبیه درگیری طب سنتی و بر پایه تغذیه با طب مدرن و بر پایه جراحی و داروهای شیمیایی) پس با این پیش زمینه این دو راه حل را ذکر میکنم:
۱) ساخت بند و آبخیزداری به جای سدسازی
۲) احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق

راجع به راه حل دوم هم خیلی میتوان توضیح داد ولی فکر نکنم اینجا مجالش باشه.
درکل این روش ها، اقداماتی هزینه بر هستند و نیاز به سرمایه زیادی دارند.

در حوزه مشکلات فرهنگی هم وضعیت به همین شکل است و درحالی که دشمنان، سرمایه های هنگفتی برای تهاجم فرهنگی و ترویج فرهنگ غربی هزینه می کنند باید پرسید دولت و مسئولین ما چقدر برای ترویج فرهنگ ناب اسلامی ایرانی هزینه می کنند؟ و در زیرمجموعه آن و در حوزه کتاب چقدر یارانه برای کاغذ تعلق میگیرد؟ یا فقط به دنبال کارهای درآمدزایی مثل کتابهای کنکوری یا تولید آثار پرسود هستند؟

در مسائل آموزش و پرورش هم هرساله دولت به دنبال کوچک سازی این وزارتخانه و خصوصی سازی آن و افزایش مدارس غیردولتی و غیر انتفاعی است که نتیجه آن هزینه سرسام آور این مدارس و ازدحام در مدارس دولتی و دوباره اشرافی شدن تحصیل و ناامیدی دانش آموزان فقیر از ادامه تحصیل میشود در صورتی که مقام معظم رهبری بارها بر سرمایه گذاری در آموزش و پرورش تاکید کردند:
اگر منابع زیرزمینی فراوانی داشته باشیم، [امّا] نیروی انسانی نداشته باشیم، فایده‌ای ندارد. کشور ما روی دریای نفت خوابیده بود؛ [ولی] نه خبر داشتیم، نه بلد بودیم؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که آنهایی که خبر داشتند و بلد بودند، آمدند مسلّط شدند به نفت ما. نفت ما را میبردند، تمدّن خودشان را میساختند، کارخانه‌های خودشان را راه می‌انداختند و در دوران جنگی که بود، از این نفت برای پیروزی خودشان استفاده میکردند و یک چیز مختصری هم به ما میدادند؛ زمان طاغوت این جوری بود؛ [این] نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری نکردن بر روی منابع انسانی است. خب، این منابع انسانی را شما الان دارید تولید میکنید؛ ببینید اهمّیّت کار کجا است! شما دارید پرورشش میدهید، شما دارید [آن را] پردازش میکنید. بنده اهل تعارف نیستم؛ آنچه بنده سالهای متمادی درباره‌ی نقش معلّم و دانشجومعلّم و آموزش و پرورش اظهار کرده‌ام، برخاسته‌ی از این احساس است؛ برخاسته‌ی از این باور است که معلّم یک چنین نقشی دارد.

۱۳۹۸/۰۲/۱۱بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان

یا درباره مشکلات خصوصی سازی کارخانجات بزرگ کشور، در همه جای دنیا وقتی کارخانه ای به بخش خصوصی انتقال پیدا میکند بیشترین حمایت ها از آن صورت میگیرد و دولت بزرگترین مشتری بخش خصوصی است اما در اینجا وقتی کارخانه ای خصوصی می شود کاملاً آن را رها میکنند و میگویند برو و خودت گلیم خود را از آب بیرون بکش! برای مثال هپکو که بزرگترین کارخانه ی تولید ماشین آلات راهسازی است، باید محصولاتش را ارگان های کشوری خریداری کنند واگرنه مردم عادی که برای خانه شان لودر و بیل مکانیکی نمیخرند! اما وقتی دولت به جای خریداری و حمایت، ماشین آلات چینی و اروپایی وارد میکند نتیجه ای جز نابودی این کارخانجات ندارد.

در آخر مسئولان باید نگاهشان را به بسیاری از مسائل عوض کنند، بسیاری از مسائل جای تجارت و بازرگانی نیست جای سرمایه گذاری و هزینه است! زخم جای نشستن و مکیدن نیست جای مداواست!



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، بحران آب، دل نوشته، 
برچسب ها : تغییر دید اقتصادی به دید سرمایه گذاری در مشکلات، بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش، مشکلات خصوصی سازی کارخانجات، آبخیزداری به جای سدسازی، احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق،


شنبه 7 شهریور 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بخش کشاورزی هم مهم است. البتّه اعتقاد من این است که آقای حجّتی واقعاً میتواند کار بکند. ایشان از نظر من جزو وزرای خوش‌سابقه‌ای است در کار و واقعاً میتوانند این کار را بکنند؛ منتها آن چیزی که ما از ایشان و از مجموعه توقّع داریم، این است که در تولید محصولات حیاتی باید خودکفایی به‌وجود بیاید؛ یعنی خودکفایی را به حرف و گپ این و آن نگاه نکنید که آقا گندم، بیرون ارزان‌تر است، و مانند اینها. ما باید به خودکفایی برسیم؛ در موادّ حیاتی باید به خودکفایی برسیم.

 از مهندسان کشاورزی بایستی استفاده کنیم. من یک‌وقت به آقای روحانی گفتم رفته بودیم یکی از استانها -به نظرم سفر همدان [بود]- آنجا دوستان ما که میرفتند بررسی میکردند، اطّلاع دادند به ما که کشاورزی‌های مناطق گوناگون آن استان رونق خیلی خوبی دارد؛ [وقتی‌] پرسیدند، معلوم شد که جوانهای مهندس کشاورزی را اینها به‌کار گرفته‌اند و آن استان خوشبختانه زیاد هم داشت. رفته‌اند آنجا و به اینها کمک کرده‌اند، حرف اینها را گوش کرده‌اند؛ این کمک میکند به این [کار]. این یک برنامه‌ریزی میخواهد؛ خیلی کار سختی هم نیست؛ یک فراخوان میخواهد، یک شناسایی میخواهد، یک برنامه‌ریزی میخواهد، یک تقسیم‌بندی میخواهد و این کارها را میتوانید انجام بدهید که از اینها استفاده بشود.

 [استفاده از] فنّاوری روز؛ همین مسئله‌ی آب که حالا اشاره کردند -تقسیم آب و به‌اصطلاح استفاده‌ی بهینه‌ی از آب- خیلی مهم است. جلوگیری از واردات؛ ببینید من باز هم تأکید میکنم. حالا شما میگویید ما جلوی واردات را گرفتیم امّا میوه‌هایی در بازار هست که [وارداتی است‌]. آخر ایران برود از کجا میوه بیاورد که بهتر از میوه‌ی ما باشد؟ یک وقتی زمان ریاست جمهوری ما، یک نفری از یک کشور عربی -اسم نمی‌آورم- آمده بود، سوغاتی برای من یک جعبه‌ی خیلی قشنگ، خرما آورده بود. گفتم مصداق واقعیِ زیره به کرمان بردن این است. ما این‌همه خرما داریم -این خرمای مضافتی، این خرماهای گوناگون جنوب کشور؛ چه در استان فارس، چه در خوزستان، چه در بلوچستان- آن‌وقت حالا برای ما خرما آورده‌اند؛ منتها در بسته‌بندی. من آن‌وقت همان هدیه را بردم در دولت، گفتم این خرما را مقایسه کنید با خرماهای ما! خرماهای ما بهتر از این هستند امّا این بسته‌بندی چقدر قشنگ است. آن‌وقت‌ها خرماهای ما در آن کیسه‌های فلان‌جور، با لگد توی حصیر میکردند، سرش را می‌بستند و عرضه میکردند! حالا البتّه یک خرده بهتر شده. به‌هرحال واردات میوه، واردات بی‌رویّه است.

 یک مسئله‌ی اساسی‌ای که این عمدتاً [مربوط به‌] وزارت کشاورزی است -منتها فقط کار وزارت کشاورزی نیست- تمرکز بر روستا است. یعنی واقعاً این را یکی از بخشهای اساسیِ برنامه‌ریزی دولت باید قرار داد: ما متمرکز بشویم روی روستا. حرفش را در سالهای مختلف خیلی زده‌ایم امّا این کار عملاً اتّفاق نیفتاده. ما بایستی صنایع تبدیلی را به روستاها ببریم، به بعضی از شهرها ببریم. من در ارومیه دیدم سیب روی زمین ریخته بود! گفتند اصلاً نمی‌ارزد؛ پول کارگر خیلی بیشتر از آن پولی است که ما از فروش این سیب به‌دست‌ [می‌آوریم‌] یا هلو، زردآلو، انگور؛ خب، آنجا صنایع تبدیلی میخواهد. خیلی از جاهای گوناگون کشور، ما این میوه‌ها را داریم که در بعضی از اوقات، صرف نمیکند برای صاحب باغ که این میوه را جمع بکند. ما اگر صنایع تبدیلی داشته باشیم، خشک‌کننده داشته باشیم، بتوانیم آنجا از اینها استفاده بکنیم، این کار را باید بکنیم. و ظرفیّتها فوق‌العاده است؛ واقعاً فوق‌العاده است.

۱۳۹۴/۰۶/۰۴

بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت‌





نوع مطلب : مقام معظم رهبری، علم، کشاورزی، بحران آب، 
برچسب ها : اهمیّت بخش کشاورزی، خودکفایی در تولید محصولات حیاتی، از مهندسان کشاورزی بایستی استفاده کنیم، استفاده از فنّاوری روز در مسئله‌ی آب، بسته‌بندی خرما، واردات میوه واردات بی‌رویّه است.، استفاده از صنایع تبدیلی در روستاها،


پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست
فرات و دجله دو نهر عظیم هستند که از ترکیه سرچشمه گرفته از وسط عراق گذشته، به دریا می ریزند و کشاورزی و رفاه عراق بستگی کاملی به این دو نهر عظیم دارد.
پس از آنکه مرا به لندن احضار کردند، به وزارت مستعمرات پیشنهاد کردم که نقشه ای بکشند تا دست روی سرچشمه ی این دو  آب بگذارند تا بدینوسیله بتوانند عراق را در مواقع خاص تسلیم کنند، زیرا هرگاه این آب از عراق قطع شود، عراق چاره ای ندارد جز اینکه تسلیم خواسته های وزارت مستعمرات شود.

بخشی از کتاب خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی




نوع مطلب : استکبار ستیزی، اُمّت اسلامی، کشاورزی، کتاب، بحران آب، 
برچسب ها : فرات و دجله، کشاورزی و رفاه عراق، کتاب خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیس، وزارت مستعمرات،


دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : شاهین حق پرست
یک مسئله مسئله‌ی آب و مصرف آب [است]. من دو سه سال پیش به نظرم در صحبت اوّل فروردین اشاره کردم که نود درصد آب کشور صرف کشاورزی میشود. همه‌ی مصارف دیگر - مصارف شرب و شهر و صنعت و غیره - ده درصد است. ما اگر چنانچه بتوانیم با تدابیری در آن نود درصد که صرف کشاورزی میشود، ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، معنایش این‌ است که به همان اندازه‌ای که امروز آب برای شرب و شهر و روستاها و صنعت و غیره مصرف میکنیم، به همین اندازه آب در اختیار کشور قرار میگیرد. این چیز کوچکی است؟ این چیز با این عظمت، ارزش این را ندارد که همه‌ی مسئولین، دست‌اندرکار بشوند و بروند دنبال این قضیّه؟ با آبیاری قطره‌ای، با شبکه‌سازی‌های درست و خوب [صرفه‌جویی کنند]. آب پشت سدها را ما اگر چنانچه جمع کنیم، [امّا] شبکه‌سازی درست نکنیم - کمااینکه متأسّفانه در موارد زیادی قضیّه از این قرار است - خب این آب را درواقع هدر میدهیم، تبخیر میشود میرود؛ علاوه بر اینکه حالا مشکلاتی هم پشت سدها به وجود می‌آید. کارهای فراوانی است که باید انجام بگیرد؛ اینها جزو چیزهای بسیار مهم است.
...............
بنده یک مورد را خودم دیدم در یکی از ییلاقات مشهد - جاغرق - یک دوست قدیمی ما یک زمین کوچکی داشت و دارد. یک آب مختصری به‌قدر مثلاً نصف آنچه از لوله‌ی قوری می‌آید بیرون، آن بالا بود. این آب را جمع کردند، هدایت کردند، حفظ کردند، چند استخر در این زمین از این آب به‌وجود آمد و زمین آباد شد؛ از یک آب خیلی مختصر که میتوانست به هدر برود و هیچ‌کس هم نفهمد و نبیند.
 یکی از دوستان ما نقل میکرد و میگفت در یزد - که خب، یزد جزو مناطق کم‌آب کشور است - یک نفری دعوت کرد از ما در یک باغی، بوستانی - یک جایی ترتیب داده بود با درخت و کشت و زرع و همه‌چیز - گفتش که میخواهید منبع آب اینجا را ببینید؟ گفتیم بله. گفت ما را مبالغ طولانی‌ای برد - شاید مثلاً چند کیلومتر؛ حالا من درست یادم نیست خصوصیّات را - آنجا رفتیم، دیدیم بله، به‌قدر یک لوله‌ی آفتابه، مختصر آبی دارد می‌آید؛ این آدم همّت کرده، این آب را حفظ کرده، هدایت کرده، آورده، از این آب استفاده‌ی بهینه کرده. یعنی از این آبهای کشور میشود مردم در محیطهای زندگی خودشان استفاده‌های بهینه بکنند.


۱۳۹۳/۱۲/۱۷بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، علم، کشاورزی، بحران آب، 
برچسب ها : نود درصد آب کشور صرف کشاورزی، ده درصد صرفه‌جویی در آب کشاورزی، آبیاری قطره‌ای، شبکه‌سازی‌ آب پشت سدها، استفاده‌ی بهینه از آب کم،


دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : شاهین حق پرست
فرض بفرمایید فرسایش خاک در کشور بر اثر سهل‌انگاری‌ها و بدعمل‌کردن‌ها و ندانم‌کاری‌ها؛ فرسایش خاک چیزی نیست که بعد بشود به‌آسانی جبرانش کرد. قضیّه‌ی خاک از قضیّه‌ی آب مهم‌تر است؛ ما مشکل آب هم داریم، مشکل بزرگی هم هست، لکن برای تهیّه‌ی آب راه‌های فراوانی وجود دارد؛ برای تهیّه‌ی خاک حاصلخیز این راه‌ها دیگر وجود ندارد. یعنی بی‌توجّهی به مبانی حفظ محیط زیست، گاهی اوقات یک چنین مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد؛ آسیبی که وارد میشود، آسیبی نیست که بشود [جبران کرد]. خب، میشود پیشگیری کرد، میشود علاج کرد؛ هم پیشگیری میشود کرد بسیاری از این چیزها را - که عمدتاً هم پیشگیری است - هم بعضی‌ها قابل علاج است و بایستی اینها را علاج کرد.
.....
 مسئله‌ی خاک. عرض کردیم فرسایش خاک، در بلندمدّت خطر بزرگ‌تری از کمبود آب است. چند سال قبل از این بحثهای آبخیزداری و آبخوان‌داری و مانند اینها مطرح شد، کارهایی هم انجام گرفت؛ باید اینها با جدّیّت و قوّت دنبال بشود؛ این کارها متوقّف نماند.


۱۳۹۳/۱۲/۱۷بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، علم، کشاورزی، بحران آب، 
برچسب ها : فرسایش خاک، آبخیزداری، آسیب جبران ناپذیر،


دوشنبه 21 اسفند 1391 :: نویسنده : شاهین حق پرست
تا اسم اردو جهادی میاد همه ی ذهن ها میره به سمت یه روستای فقیر با مردمای ضعیف که چندتا دانشجوی بسیجی میرن اونجا و براشون مسجد ، غسالخونه ، حموم و .... میسازن و اگه کارشون خیلی درست باشه کار فرهنگی هم میکنن و مثلاً به مردم و بچه هاشون که اکثراً بیسوادن نماز ، غسل، وضو و احکام دیگه رو یاد میدن و خود دانشجوها هم که اکثراً بچه شهری و به قولی سوسولن یه مقدار با حال و هوای زندگی های سخت و تقریباً شبیه به جبهه و دفاع مقدس آشنا میشن و به نحوی تهذیب و خودساخته میشن.



ادامه مطلب


نوع مطلب : کشاورزی، دل نوشته، بحران آب، 
برچسب ها : اردو جهادی تخصصی، احیای قنات،




درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن شمارنده
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات