اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
پنجشنبه 11 مهر 1398 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بنده معمولا خیلی کم در وبلاگ متن می نویسم و اصلا خودم رو در حد نویسندگی و امر و نهی نمیدونم ولی فقط بعضی جاها که از بعضی چیزا میسوزم و نمیتونم ساکت بشینم اینجا مینویسم و سعی میکنم نظراتم رو ابراز کنم امشب هم در یک برنامه‌ تلویزیونی مربوط به ارائه طرح های کارآفرینی بعد از ارائه طرح کارآفرینی مرتبط با کم آبی و زراعت با آب شور آخرین داور خیلی راحت گفت این طرح نیازهای کشور رو برطرف میکنه اما ما فقط دنبال برطرف شدن نیاز کشور نیستیم و طرح باید سرمایه ها رو برگردونه و کسب و کار رونق بگیره این دقیقا نگاهی که مسئولان ما به بسیاری از مسائل حیاتی و بحران ها در کشور دارند و به همه مقوله‌ها دید اقتصادی و درآمدزایی و سودآوری دارند در صورتی که بسیاری از این ها  دره و گردنه و چاه و چاله هستند که باید پر شوند و از آنها عبور کرد نه چاه نفت که استحصال کرد یا جنگل و دریا که از آن پول درآورد!
از جمله این مسائل: بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب ، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش و مشکلات خصوصی سازی کارخانجات است.
بنده از زمان انتخاب رشته با تفکر به نیاز کشور یعنی بحران آب انتخاب رشته کردم، با این تفکر تحصیل کردم و با این تفکر وارد بازار کاری این رشته شدم و با این وجود که به نتیجه نرسیدم اما به فکر درآمدزایی نبودم و در این مدت در کل و به صورت چکیده به این نتیجه رسیده ام که برای رفع بحران آب دو اقدام باید کرد:
قبل از بیان اقدام اول لازم است این نکته را ذکر کنم که در عید امسال سدها بسیاری از شهرها را از خطر تخریب کامل نجات دادند و بسیاری از مدافعان سدسازی به این مقوله پرداختند و خواستار ساخت سدهای بیشتر شدند اما حقیقت این است که سدسازی مانند عمل‌ جراحی بر روی بیمار اورژانسی است در صورتی که با اقدامات پیشگیرانه اصلا نیازی به عمل جراحی نیست (دقیقا شبیه درگیری طب سنتی و بر پایه تغذیه با طب مدرن و بر پایه جراحی و داروهای شیمیایی) پس با این پیش زمینه این دو راه حل را ذکر میکنم:
۱) ساخت بند و آبخیزداری به جای سدسازی
۲) احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق

راجع به راه حل دوم هم خیلی میتوان توضیح داد ولی فکر نکنم اینجا مجالش باشه.
درکل این روش ها، اقداماتی هزینه بر هستند و نیاز به سرمایه زیادی دارند.

در حوزه مشکلات فرهنگی هم وضعیت به همین شکل است و درحالی که دشمنان، سرمایه های هنگفتی برای تهاجم فرهنگی و ترویج فرهنگ غربی هزینه می کنند باید پرسید دولت و مسئولین ما چقدر برای ترویج فرهنگ ناب اسلامی ایرانی هزینه می کنند؟ و در زیرمجموعه آن و در حوزه کتاب چقدر یارانه برای کاغذ تعلق میگیرد؟ یا فقط به دنبال کارهای درآمدزایی مثل کتابهای کنکوری یا تولید آثار پرسود هستند؟

در مسائل آموزش و پرورش هم هرساله دولت به دنبال کوچک سازی این وزارتخانه و خصوصی سازی آن و افزایش مدارس غیردولتی و غیر انتفاعی است که نتیجه آن هزینه سرسام آور این مدارس و ازدحام در مدارس دولتی و دوباره اشرافی شدن تحصیل و ناامیدی دانش آموزان فقیر از ادامه تحصیل میشود در صورتی که مقام معظم رهبری بارها بر سرمایه گذاری در آموزش و پرورش تاکید کردند:
اگر منابع زیرزمینی فراوانی داشته باشیم، [امّا] نیروی انسانی نداشته باشیم، فایده‌ای ندارد. کشور ما روی دریای نفت خوابیده بود؛ [ولی] نه خبر داشتیم، نه بلد بودیم؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که آنهایی که خبر داشتند و بلد بودند، آمدند مسلّط شدند به نفت ما. نفت ما را میبردند، تمدّن خودشان را میساختند، کارخانه‌های خودشان را راه می‌انداختند و در دوران جنگی که بود، از این نفت برای پیروزی خودشان استفاده میکردند و یک چیز مختصری هم به ما میدادند؛ زمان طاغوت این جوری بود؛ [این] نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری نکردن بر روی منابع انسانی است. خب، این منابع انسانی را شما الان دارید تولید میکنید؛ ببینید اهمّیّت کار کجا است! شما دارید پرورشش میدهید، شما دارید [آن را] پردازش میکنید. بنده اهل تعارف نیستم؛ آنچه بنده سالهای متمادی درباره‌ی نقش معلّم و دانشجومعلّم و آموزش و پرورش اظهار کرده‌ام، برخاسته‌ی از این احساس است؛ برخاسته‌ی از این باور است که معلّم یک چنین نقشی دارد.

۱۳۹۸/۰۲/۱۱بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان

یا درباره مشکلات خصوصی سازی کارخانجات بزرگ کشور، در همه جای دنیا وقتی کارخانه ای به بخش خصوصی انتقال پیدا میکند بیشترین حمایت ها از آن صورت میگیرد و دولت بزرگترین مشتری بخش خصوصی است اما در اینجا وقتی کارخانه ای خصوصی می شود کاملاً آن را رها میکنند و میگویند برو و خودت گلیم خود را از آب بیرون بکش! برای مثال هپکو که بزرگترین کارخانه ی تولید ماشین آلات راهسازی است، باید محصولاتش را ارگان های کشوری خریداری کنند واگرنه مردم عادی که برای خانه شان لودر و بیل مکانیکی نمیخرند! اما وقتی دولت به جای خریداری و حمایت، ماشین آلات چینی و اروپایی وارد میکند نتیجه ای جز نابودی این کارخانجات ندارد.

در آخر مسئولان باید نگاهشان را به بسیاری از مسائل عوض کنند، بسیاری از مسائل جای تجارت و بازرگانی نیست جای سرمایه گذاری و هزینه است! زخم جای نشستن و مکیدن نیست جای مداواست!



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، بحران آب، دل نوشته، 
برچسب ها : تغییر دید اقتصادی به دید سرمایه گذاری در مشکلات، بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش، مشکلات خصوصی سازی کارخانجات، آبخیزداری به جای سدسازی، احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق،


شنبه 5 آبان 1397 :: نویسنده : شاهین حق پرست
حیات یا انسانیت؟
انسانیت یا ملیت؟
ملیت یا نژاد؟
نژاد یا ایل و قبیله؟
ایل و قبیله یا خاندان؟
خاندان یا خانواده؟
خانواده یا خودم؟
اگر این سوالات را از یک فرد به ظاهر ملی گرا ، نژادپرست یا وطن پرست (که دائم مشغول تعریف و تمجیدهای پوچ و رویایی از کشور یا نژادش و تخریب دیگرانه)  بپرسیم و در او کنکاش کنیم در نهایت به این نکته میرسیم که این آدم درواقع فقط به فکر خودشه و خودش رو میبینه و کاملاً خودخواهه! و موقعش که برسه کل کشور و نژادش رو میفروشه و فرار میکنه! و جالبه که با این نگرش تو خالی میشه هر فکر، عقیده، دین، مذهب و جمعیتی را تخریب کرد!




نوع مطلب : استکبار ستیزی، اخلاق، دل نوشته، 
برچسب ها : ملی گرایی، خودخواهی، خودبینی، نژادپرستی، ناسیونالیسم، پان ...یسم، اومانیسم،


چند روز پیش ی نمایی تو شهر تهران دیدم که وادار شدم بعد مدت‌ها (که بخاطر مشغله و گرفتاری تو وبلاگ کم کار شدم) چند خطی بنویسم خیلی وقته که ی جریانی توی شهرهای بزرگ بخصوص تهران شروع شده و روز به روز ی تیکه لباس خانم ها کم میشه! و خیلی ها اینو به مسائل سیاسی و اقتصادی و مذهبی ربط میدن درصورتی که در اصل این قضیه هیچ ربطی به این مسائل نداره و در واقع به عرف جامعه و انضباط شهری مربوط میشه به عنوان مثال در کشور های دیگه که اصلا از نظر سیاسی و اقتصادی خیلی پیشرفته و مرفه هستند و مذهبشون هم لائیک هست آیا افراد می تونند به صورت عریان یا نیمه برهنه در شهر تردد کنن؟!!!
یا در همین شهر و کشور خودمون آقایون می تونند با زیرپوش رکابی و شلوارک تو شهر راه برن؟!
خیلی واضحه وقتی جامعه و کشوری نوعی از عرف و قانون‌ رو پذیرفته و تصویب کرده همه ی افراد، داخل اون جامعه و کشور باید به اونها پایبند باشند و تخطی و عدم رعایتشون توهین به افراد اون جامعه محسوب میشه نه اعتراض به وضعیت سیاسی و اقتصادی و مذهبی و ....




نوع مطلب : اخلاق، فرهنگ، دل نوشته، 
برچسب ها : بی حجابی،


دوشنبه 14 فروردین 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
چند وقتیه که مسئله‌ ای در صداوسیما داره آزارم میده و تصمیم گرفتم اینجا بیانش کنم صداسیما جدیداً و بخصوص در نوروز امسال خیلی گفتگو محور شده‌ و خیلی مهمون دعوت میکنه این موضوع اشکالی نداره و اتفاقا باعث جذابتر شدن برنامه‌ ها شده‌ اما مشکل اینجاست که خیلی وقتا بعضی از این مهمونا آدمهای متخصص و موفق و شاخصی نیستن و صرفاً به خاطر معروفیتشون دعوت میشن و خیلی وقتا هم سوالاتی ازشون پرسیده میشه یا در موضوعاتی صحبت میکنن که هیچ فایده‌ای برای بیننده نداره بلکه ممکنه حتی مضر هم باشه!

برای مثال مسائل زندگی شخصی هنرمندا از جمله بازیگران و خواننده ها چه فایده‌ای برای بیننده ها داره؟!
درسته که بررسی مسائل هنری کشور خیلی خوب و مهمه و داشتن هنری در سطح عالی برای کشور و جامعه لازم و ضروریه اما چرا بجای بررسی مفید اوضاع هنری کشور با دعوت از هنرمندان متخصص و کاربلد باید به ازدواج و طلاق و سن بازیگران معمولی و حتی سطح پایین پرداخته بشه و یا شاهد حرکات و سخنان سیاسی خوانندگان و هنرمندان بدون تخصص و حتی شعور سیاسی باشیم!!!  (البته این مورد خیلی ربطی به صداسیما نداره)
میشه بجای این برنامه های زرد و سبک و صرفاً جذاب از مهمون های شاخص و متخصص و موفق در هر صنف دعوت کرد و راجع به کاروحرفه و تخصصشون باهاشون صحبت کرد به نظرم تو هر صنفی ی چند نفر هستن که بین همه خیلی مشخص و کاردرستن برای مثال کسی که تقریباً از صفر شروع کرده و الان صاحب یک تشکیلات منسجم و منظمه و برای افراد زیادی کارآفرینی کرده، باید صحبت های خیلی
جذاب و شنیدنی و ایده های خیلی مفیدی برای مردم داشته باشه!

و درنتیجه میشه گفت: {صرفاً معروف بودن افراد دلیل بر مفید و صحیح بودن حرفاشون نیست!}





نوع مطلب : فرهنگ، اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : نقدی بر صداسیما، دعوت از مهمانان مفید، پرهیز از سخن غیرتخصصی افراد معروف، دعوت از کارآفرینان شاخص، دعوت از کاربلدها در هر صنف، زرد و پرحاشیه شدن صداسیما،


جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
همه ساله در جشن (یا جنگ) چهارشنبه آخر سال افراد زیادی کشته و زخمی میشن و خیلی ها پیام میدن و از مردم میخوان این جنگ بی هدف رو تموم کنن مخصوصاً امسال بعد از فاجعه ی پلاسکو خیلی ها گفتن دیگه بی خیال آتیش بازی (یا انفجار بازی) بشید و بذارید از امسال آتشنشان ها کمی استراحت کنن اما احتمالاً این قضیه به این سادگی جمع نمیشه چون تجربه نشون داده وقتی مردم رو از کاری منع می کنیم میرن سراغ کاری دیگه که چه بسا از قبلی خیلی بدتره مثلا همین چهارشنبه سوری من شنیدم که قبلا به صورت یک مراسم ساده و سنتی برگزار میشده و چندتا آتیش کوچیک درست میکردن و از روش می پریدن اما جلوش رو گرفتن و این حالت جنگی آخر سال شهر نتیجه اش شد و در اسلام و قرآن هم اول امر به معروف آمده بعد نهی از منکر یعنی شما اول باید راه و روشی درست رو به مردم معرفی کنی بعد اونا رو از کار غلط و نادرست منع کنی درنتیجه من با خودم فکر کردم که اگه بخواهیم مردم رو از ترقه بازی و آتیش بازی منع کنیم چه چیز رو باید جایگزینش کنیم و این ایده به ذهنم رسید که میتونیم از نور استفاده کنیم مثل نورپردازی ساختمان ها و اماکن (شبیه این فیلم ها)
[http://www.aparat.com/v/L6md0]

تصور کنید شهر به جای صداهای وحشتناک پر بشه از نورها و نورپردازی های زیبا و جذاب و تماشایی!
[http://www.aparat.com/v/93wfs]





نوع مطلب : فرهنگ، دل نوشته، 
برچسب ها : چهارشنبه سوری،


جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
حادثه ی دیروز ساختمان پلاسکو (که خودم از صبح شاهد عبور انواع دستگاه های امدادی و دولتی و آژیر ممتد در خیابان انقلاب بودم) باعث شد چند جمله ای دراین باره بنویسم ابتدا مثل همه از پرسنل غیور و جانفشان آتشنشانی تقدیر و تشکر میکنم و بخاطر شهادت همکارانشان به ایشان و خانواده های شهداء تسلیت عرض میکنم!


همیشه برام سوال بوده که چرا پرسنل جان برکف آتشنشانی زیر مجموعه ی شهرداری ها هستند و چرا با این همه خطری که در کار آنهاست و نظمی که در کارشان وجود دارد جزء نظامی ها محسوب نمی شوند؟ (دقت کنید نظامی به معنیِ فرد مسلح نیست بلکه به معنیِ شغل با نظم بسیار زیاد است!)
و از امکانات دیگر نظامی ها برخوردار نیستند؟


و از طرفی دیگر بسیاری از اماکن و منابع ما اصلاً داخل شهرها نیستند که زیر پوشش آتشنشانی باشند برای مثال اگر خانه ای در روستایی کوچک بسوزد آتشنشانی وجود ندارد یا بدتر اگر جنگلی بسوزد آتشنشان از کدام شهر برای خاموش کردن آن مراجعه می کند؟
و از دیدی دیگر هرچه شهر کوچکتر باشد آتشنشانی آن هم ضعیفتر است یا که اصلاً وجود ندارد!

و در نتیجه از نمایندگان مجلس و مسئولان قانون گذار میخواهم که آتشنشانی را به عنوان اولین نیروی نظامی بدون سلاح و جانبخش محسوب کنند تا یک نیروی  آتشنشانی واحد و قدرتمند در تمام نقاط کشور داشته باشیم!




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : شهدای آتشنشان، ساختمان پلاسکو، نظامی بودن آتشنشانی،


جمعه 24 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
اصل باید این باشد که تولید داخلی ترویج بشود. من اطّلاع پیدا کردم که در تهران -حالا شاید در شهرستان‌ها هم هست- بعضی از فروشگاه‌ها مقیّد شده‌اند که جز تولید داخلی را نفروشند؛ تابلو هم زده‌اند؛ عکسش را گرفتند برای من آوردند و من دیدم. تابلو زده‌اند، تابلوی بزرگ، که در این فروشگاه فقط تولید داخلی فروش میرود. بارک‌الله! آفرین بر این انسان باغیرت، بر این انسان مصلح! هرچه در این فروشگاه هست، تولید داخلی است. نقطه‌ی مقابلش، فروشگاه‌هایی هستند که وقتی انسان وارد میشود، هرچه چشم میگرداند، تولید خارجی است. متأسّفانه بعضی از این فروشگاه‌ها که فروشگاه‌های بزرگ هم هستند، مربوط به خود دستگاه‌های حکومتی‌اند! چرا این کار را میکنند؟ این کار باید زشت شمرده بشود. شما میخواهی کارگر داخلی را بیکار کنی، کارگر بیگانه را بهره‌مند و برخوردار کنی برای پُز دادن! جنسهای دارای نشان خارجی را [می‌آورند]، یک عدّه پولدار هم -پولدارهای نوکیسه‌ی تازه‌به‌دوران‌رسیده که متأسّفانه در کشور کم نداریم- دنبال نشانهای خارجی‌اند؛ به قول خودشان برندهای خارجی. بنده از این کلمه‌ی «برند» هم خیلی بدم می‌آید. فروش کالای خارجی و مصرف کالای خارجی باید در جامعه به‌عنوان یک ضدّ ارزش شناخته بشود، مگر آنجایی که مشابه داخلی‌اش نیست...............

خود من سالهاست شاهد نمونه ای از فروش اجناس خارجی در فروشگاه تعاونی دانشگاه هستم حتی کالاهایی که نمونه های ایرانی آن موجود و حتی با کیفیت تر و معروف تر هستند ، نمونه هایی با اسامی عجیب و غریب و نادر از کشورهای مختلف مشاهده شده مثلاً ی بار ی مسواک خیلی معمولی دیدم که فکر کردم ازین مسواکای هزارتومنیه ولی وقتی به قیمت دقت کردم دیدم ی صفر بیشتر داره!!! و وقتی جزییاتش رو خوندم فهمیدم ساخت آمریکاست!!!!!!!!!!!
یا در چند فروشگاه موجود در راه آهن تهران سالهاست که محصولات مصرفی با برندهای عجیب و غریب خارجی فروخته میشود!

از کالاهای وارداتی، همین‌طور که عرض کردیم، به‌طور معقول جلوگیری بشود. من طرف‌دار افراط در این قضایا نیستم؛ طرف‌دار حکمت و تدبیر در این قضایا هستم. نمیگویم دروازه‌ها را [ببندید]؛ نه، مراقبت کنید؛ ببینید چه چیزی باید وارد بشود، وارد کنید و چه چیزی نباید وارد بشود، وارد نکنید. من نمیدانم این قضیّه‌ی واردات خودروهای آمریکایی چیست که حالا سر زبانها افتاده و بعضی‌ها میگویند. خودروهای آمریکایی را خود آمریکایی‌ها مصرف نمیکردند؛ این در مطبوعات آمریکایی‌ها منعکس شد و ما دیدیم؛ میگفتند مصرفش زیاد است، سنگین است. مثلاً فرض کنید ما، از [محصول‌] فلان کارخانه‌ی خودروسازیِ رو به ورشکستگیِ آمریکا استفاده کنیم؛ آن‌هم آمریکا! (
شعار حاضرین: مرگ بر آمریکا) جلوی اینها بایستی به‌طور جدّی ایستاد. چه کسی بِایستد؟ خود مسئولین، خود وزرای محترم. من میدانم که افرادی هستند، از پشت فشار می‌آورند -منفعت دارند، سود دارند، [لذا] فشار می‌آورند- جلوی این فشارها بِایستند، قبول نکنند. من نمیدانم اینکه میگویند واردات لوازم آرایشی در کشور چند میلیارد دلار است، راست است یا نه؟ من تحقیق نکرده‌ام، شما هم گمان نمیکنم خیلی تحقیق کرده باشید؛ اگر راست باشد بد است. [واردات‌] لوازم آرایشی، چند میلیارد [دلار]! آن‌هم در کشور ما که حالا این‌همه موانع و اشکالات برایش درست میکنند؛ برای اینکه فرض کنید فلان خانواده‌ی پول‌دارِ نوکیسه‌ی تازه‌به‌دنیارسیده دلشان میخواهد این را داشته باشند. شنیده‌ام بعضی‌هایش هم ناسالم است. [در مقابل] اینها بِایستند، مقاومت کنند و نگذارند.

۱۳۹۵/۰۲/۰۸بیانات در دیدار کارگران




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، استکبار ستیزی، فرهنگ، اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : واردات کالاهای خارجی، ترویج تولید داخلی، فروش و مصرف کالای خارجی باید در جامعه ضدّ ارزش شناخته بشود، واردات خودروهای آمریکایی!، خودروهای آمریکایی را خود آمریکایی‌ها مصرف نمیکردند!، چند میلیارد دلار واردات‌ لوازم آرایشی!،


سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
دقت کردید آشنایی ها و دوستی ها چقدر کوتاه و موقت شده!
قدیم آدما توی روستای کوچیکی بدنیا میومدن و همه چی شون تو همون روستا بود! پدر و مادر و فامیلشون تو همون روستا بود دوست و رفیقشون تو همون روستا بود حتی دشمن و بدخواه شون هم تو همون روستا بود کار و کاسبی و همکاراشون هم تو همون روستا بودن و تو همون روستا ازدواج میکردن و زندگیشون میچرخید!
و همه چی به همون محیط کوچیک خلاصه میشد و ثابت بود و هیچی تغییر نمیکرد تا از دنیا می رفتن!
ولی تو زندگی های الان بچه اگه از همون بچیگیش چندتا محله یا شهر رو تجربه نکنه وقتی میره مدرسه با بچه هایی همکلاس میشه که هیچ کدومشون رو نمیشناسه و چند سالی با هاشون آشنا و رفیق میشه و بعد چند سال ممکنه بزور بیادشون بیاره! و این قضیه تو مقاطع بالاتر شدت پیدا میکنه و اوجش تو دانشگاه و سربازیه که مدتی، با صدها نفر آدم بیربط از شهرهای مختلف و گوناگون آشنا میشه و هی عدّه ای میان و عدّه ای میرن با آشنایی موقتی!
و محیط کارش هم ی چیزی شبیه همینه!
و اوج این قضیه تو شهر های بزرگ اتفاق میفته که هزاران نفر هر روز از کنار هم رد میشن به صورت کاملاً سطحی و موقتی!
و این قضیه روی انتخاب دوست و ازدواج هم تأثیر گذاشته وتنوع انتخاب و کمیت رو به شدت بالا برده ولی از اون طرف کیفیت و میزان شناخت خیلی پایین اومده و باعث موقتی شدن و ناپایداری روابط شده!
خلاصه اینکه زندگی ها دیگه اون رنگ و بو و غلظت گذشته رو ندارن و به قولی دیگه پُرمَلات نیستن!





نوع مطلب : فرهنگ، دل نوشته، 
برچسب ها : زندگی کمرنگ، کوتاه و موقت شدن آشنایی ها، سبک زندگی، موقتی شدن و ناپایداری روابط،


دیروز همراه خانواده برای خرید البسه ی عید به یکی از نمایشگاه های فروش محصولات بهاره رفتیم، چیزی که برای خانواده ام و دیگر مشتریان برای خرید لباس مهم بود تنها جنس لباس و قیمت آن بود و کشور تولید کننده اهمیتی نداشت به طوریکه در چند ساعت مدت خرید حتی از یک نفر هم نشنیدم که بپرسد این لباس مال کجاست؟
به نظرم اکثر  قشر متوسط و پایین جامعه که مارک و برند برایشان اهمیتی ندارد همین گونه هستند.
خلاصه به کسانی که به فکر تولید داخلی هستند توصیه میکنم به این دو مورد یعنی جنس و کیفیت کالا و قیمتش توجه ویژه ای داشته باشند!




نوع مطلب : اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : تولید ملی، جنس و کیفیت کالا و قیمت، تولید داخلی،




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن طراحی سایت ارزان
شمارنده