اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
پنجشنبه 14 مرداد 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
یک تغییر بزرگ در زندگی انسان پیدا شد. کشف کشاورزی و بدست آوردن غذا از زمین تغییر عظیمی بوجود آورد. برای انسان خیلی آسان تر بود که به بوسیله ی کشاورزی غذای خود را از زمین بدست آورد تا اینکه تمام وقت با اضطراب و نگرانی به دنبال شکار حیوانات باشد.     ................................
کشاورزی تغییرات دیگری را هم با خود همراه آورد. خوراکی که به وسیله ی کشاورزی از زمین بدست می آمد بیش از آن بود که یکباره خورده و مصرف شود این مازاد محصول یا محصول اضافی درجایی جمع و انبار می شد. کارهای مختلفی بوجود و طبقات مختلف مردم کارهای مختلفی را که در مزرعه ها و جاهای دیگر پیدا شده بود انجام می دادند. بعضی ها هم کار سازمان دادن و سرپرستی کردن کارها را بر عهده دار شدند.
سازمان دهندگان و سرپرستان تدریجاً قدرت بیشتری یافتند و همانها بودند که بعدها به تدریج به پاتریک ها و حکمرانان و پادشاهان و اشراف مبدل گشتند. آنها که قدرت و نفوذی زیادتر از دیگران بدست آورده بودند مقدار زیادی از محصولات اضافی کشاورزی را متصرف شدند و برای خودشان نگه داشتند. به این ترتیب از دیگران ثروتمندتر شدند در حالی که آنهایی که در مزارع کار می کردند فقط آنقدر از آن سهم می بردند که بتوانند زنده بمانند.
بعدها زمانی فرا رسید که این سازمان دهندگان و سرپرستان که کار دیگری انجام نمی دادند فوق العاده تنبل و بیکار شدند و حتی دیگر لیاقت انجام همان کار سازمان دادن و سرپرستی کردن را هم نداشتند. آنها هیج کاری نمی کردند جز اینکه می کوشیدند و مراقب بودند که از محصول کار کشاورزان و کارگرانی که خوراکی ها و محصولات را تولید می کردند قسمت عمده را برای خودشان بگیرند. آنها کم کم فکر کردند که اصولاً حق طبیعی آنهاست که به این شکل از محصول کار دیگران زندگی کنند، بدون اینکه خودشان هیج کاری انجام دهند.    .........................
در طول تاریخ هرچند گاه یکبار روشهای تازه و سریعتری برای تولید غذا و سایر چیزها کشف شده است. لابد فکر می کنی که وقتی روش های بهتری برای تولید به کار رود محصولات بیشتری فراهم می شود و در دنیا ثروت بیشتری به وجود خواهد آمد و هرکس بهره و نصیب بیشتری خواهد داشت. اگر چنین فکر بکنی تا اندازه ای حق داری اما از جهتی هم اشتباه می کنی.
راست است که روشهای بهتر تولید، ثروت دنیا را زیادتر ساخته است اما آیا چه قسمتی از دنیا را ؟ خوب پیداست که در کشوری مثل کشور ما هنوز فقر و تیره روزی عظیمی وجود دارد اما حتی در کشور غنی و ثروتمندی مثل انگلستان نیز وضع چنین است.
چرا؟ آیا ثروت و دارایی به کجا می رود؟
واقعاً چیز عجیبی است. با وجود اینکه دائماً ثروت بیشتری تولید شده است فقیران همچنان فقیر باقی مانده اند. در بعضی کشورها وضع فقیران کمی بهتر شده و پیشرفت کرده است اما در مقایسه با میزان ثروت تازه ای که در دنیا فراهم می شود این پیشرفت آنها بسیار ناچیز است. به آسانی می توان دید که قسمت عمده ی ثروت و دارایی به کجا می رود. ثروت به دست کسانی می رود که معمولاً سازمان دهنده و کارفرما هستند. و می توانی ببینی که از هر محصولی بدست می آید سهم عمده و اصلی را برای خودشان برمی دارند!
عجیب تر آنکه در اجتماع طبقه ای به وجود آمده است که عقیده دارند خودشان نباید هیچ کاری انجام دهند و در عین حال باید از محصول کار دیگران سهم بیشتری را برداشت کنند! این طبقه خود را خیلی محترم می شمارد و بعضی اشخاص ابله هستند که تصور می کنند کار کردن برای زندگی یک نوع عمل ناپسند و مخالف شئون و احترام آنهاست!
چنین است وضع آشفته ی دنیای ما ....
آیا تعجب آور نیست که دهقانان مزرعه ها و کارگران کارخانه ها فقیر هستند در حالی که آنها خوراک و ثروت دنیا را فراهم می سازند؟..................................
دویست سال پیش یک فرانسوی مشهور به نام «ولتر» درباره ی سیاست مداران و نظایر ایشان گفت: «آنها در سیاست های عالی خود توانسته اند هنری کشف کنند که با آن کسانی را که با زراعت زمین وسیله ی زندگی دیگران را فراهم میکنند از گرسنگی نابود سازند.»

برشی از کتاب نگاهی به تاریخ جهان نوشته ی جواهر لعل نهرو




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، کشاورزی، اقتصاد، تاریخ، کتاب، 
برچسب ها : کتاب نگاهی به تاریخ جهان، جواهر لعل نهرو، برش کتاب، توصیه کتابخوانی رهبر انقلاب،


ما مخالف ارتباط با غرب نیستیم [امّا] مسئله این است که بدانیم با چه کسی داریم تعامل میکنیم و بدانیم طرف ما چه کسی است.
غرب، کشورهای غربی، از اواسط دوران قاجار، علیه کشور ما فعّالیّتهایشان را شروع کردند؛ ضعف سلاطین قاجار موجب شد اینها دائماً همین‌طور امتیاز بگیرند، مدام فشار بیاورند، مدام دایره‌ی زندگی ما را تنگ کنند و پیشرفتهای ما را متوقّف کنند. بعد به این نتیجه رسیدند که باید یک نفر از خودشان را بیاورند، که آوردند؛ رضاخان از خودشان بود. حالا بعضی‌ها همین را هم دارند خدشه میکنند و [میگویند] رضاخان را انگلیس‌ها نیاوردند؛ یک امر به این وضوح را که خودهایشان اقرار کردند، تکرار کردند، خود انگلیس‌ها گفتند، خود مسئولان حکومت طاغوت این را مکرّر گفتند، امّا اینها دارند انکار میکنند. واقع قضیّه این است که رضاخان را آوردند، بعد که احساس کردند ممکن است آن‌چنان‌که مایلند در مشتشان نچرخد، او را برداشتند و پسرش را گذاشتند. بعد که باز از درون کشور یک حرکتی به‌عنوان نهضت ملّی شروع شد، سرکوب کردند و بیست‌وهشتم مرداد را به‌وجود آوردند. بعد از بیست‌وهشتم مرداد، دستگاه جهنّمی ساواک را به‌وجود آوردند. اینها را غربی‌ها کردند، اینها را همین انگلیس‌ها کردند؛ بعد از انگلیس‌ها نوبت آمریکایی‌ها بود. کشاورزی کشور را نابود کردند، پیشرفت علمی کشور را متوقّف کردند، مغزهای فعّال را دزدیدند و بردند یا متوقّف کردند، طبقه‌ی جوان را به فساد و لاابالی‌گری و اعتیاد و مشروب‌خواری و مانند اینها کشاندند؛ این کارهایی است که غرب در کشور ما کرده. نمیگویم ماها بی‌تقصیر بودیم، امّا اداره‌ی کار و تدبیر کار دست آنها بوده است و آنها کرده‌اند. تقصیر ما این است که ما در صدد علاج برنیامدیم، در صدد مقاومت برنیامدیم. امروز هم اگر مقاومت نکنیم، همان آش است و همان کاسه؛ بازهم همین خواهد شد.
بعد، انقلاب اسلامی رخ داد؛ از روز اوّلی که انقلاب رخ داد غرب شروع کرد با ما مخالفت کردن. نه فقط مخالفت [بلکه] بنا کرد معارضه کردن. به صدّام اینها کمک کردند، به ضدّ انقلاب‌ها در بخشهای مرزی کشور اینها کمک کردند؛ هم پول دادند، هم سلاح دادند، هم کمک سیاسی و فکری کردند. علیه انقلاب و دستگاه انقلاب و شخص امام راحل (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) و مسئولین انقلابی اینها بودند که شایعه‌پراکنی کردند، لجن‌پراکنی کردند و دشمنی کردند. در جنگ هرچه توانستند به صدّام کمک کردند؛ بمباران شهرهای ما به‌وسیله‌ی صدّام انجام گرفت امّا با پشتیبانی آنها؛ اگر آنها نبودند صدّام نمیتوانست این کار را انجام بدهد. [سلاح] شیمیایی را آنها به صدّام دادند، موشک را آنها دادند، میراژ را آنها دادند، برنامه‌های جنگی را آنها برایش تنظیم کردند، این صحنه‌های جنگ به‌وسیله‌ی آنها طرّاحی شد، عکسهای هوایی از رفت‌وآمدهای سربازهای ما را آمریکایی‌ها به عراق و به صدّام دادند؛ با ما این‌جوری رفتار کردند. بعد [هم] که جنگ تمام شد، تحریمها را آنها بر ما تحمیل کردند. ما با اینها مخالفتی [و دشمنی‌ای] نکردیم؛ خود ما یک بنائی را گذاشتیم و گفتیم ما به این بنا وفاداریم؛ اینها برای اینکه ما این بنا را گذاشتیم و مستقل از آنها است و تابع آنها نیست شروع کردند با ما دشمنی کردن. چه کار کنیم ما؟

۱۳۹۴/۱۲/۲۰بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، دفاع مقدس و شهادت، استکبار ستیزی، کشاورزی، تاریخ، 
برچسب ها : این کارهایی است که غرب در کشور ما کرده!، ما مخالف ارتباط با غرب نیستیم!، رضاخان را آوردند، نهضت ملّی را سرکوب کردند، دستگاه جهنّمی ساواک را به‌وجود آوردند، کشاورزی کشور را نابود کردند، پیشرفت علمی کشور را متوقّف کردند،


الان هم که هیئات می‌آیند و میروند، مسئولین دولتی هوشیار باشند؛ این‌جور نباشد که قرارداد بستن با هیئتهای تجاری و صنعتی و اقتصادیِ بیگانه‌ای که می‌آیند و میروند، به صنعت داخل، به کار داخل، به کشاورزی داخل لطمه بزند. ما البتّه به مسئولین محترم هم این را در جلسات خصوصی گفته‌ایم که مراقبت باید بکنند. یعنی باید کشور روی پای خودش بِایستد. ما یک ملّت قوی و با تعداد زیادیم -ما نزدیک به هشتاد میلیون جمعیّتیم؛ این جمعیّت کمی نیست- ده‌ها میلیون جوان تحصیل‌کرده در کشور ما هست؛ ما در همه‌ی بخشها و در همه‌ی قسمتها آدمهای توانا و دانا داریم؛ این هم که منابع زیرزمینی ما است، این هم تنوّع عجیب‌وغریبِ فصلی و اقلیمی کشور ما است؛ همه‌ی اینها امکانات است، همه‌ی اینها فرصت است. ما باید روی پای خودمان بِایستیم، به دیگران نبایستی اتّکاء بکنیم.


۱۳۹۴/۱۰/۳۰بیانات در دیدار دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات

توصیه‌ی من به مسئولین محترم کشور این است که این جنجالهای روزنامه‌ایِ مربوط به انتخابات، سر اینها را گرم نکند، مشغول نکند؛ به فکر اقتصاد باشید. منابع را به سمت آنجایی هدایت کنید که باید هدایت کرد؛ یعنی به سمت تولید؛ چه تولید کشاورزی، چه تولید صنعتی. کشورِ با این عظمت، با این بزرگی، با این‌همه محصولات متنوّع، آدم خجالت میکشد وقتی میبیند -حالا بنده در روزنامه میبینم، شماها در خیابان می‌بینید- انواع و اقسام میوه‌ی خارجی را در خیابان! پرتقال ما، سیب ما روی درخت میماند، آن‌وقت برویم میوه‌ی خارجی وارد کنیم؟ اینها را باید فکر کرد، اینها را باید کار کرد. ببرند منابع کشور را به سمت تولید، نه به سمت وابستگی بیشتر، نه به سمت واردات.

۱۳۹۴/۱۱/۱۹

بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش





نوع مطلب : مقام معظم رهبری، کشاورزی، اقتصاد، 
برچسب ها : هدایت منابع به سمت تولید، مشغول نشدن مسئولین به جنجالهای روزنامه‌ایِ انتخابات، خجالت از واردات میوه و ماندن میوه داخلی روی درخت، لطمه نزدن قرارداد با هیئتهای بیگانه‌ به صنعت و کشاورزی، باید کشور روی پای خودش بِایستد!، ده‌ها میلیون جوان تحصیل‌کرده در کشور هست، تنوّع عجیب‌وغریبِ فصلی و اقلیمی کشور،


شنبه 7 شهریور 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بخش کشاورزی هم مهم است. البتّه اعتقاد من این است که آقای حجّتی واقعاً میتواند کار بکند. ایشان از نظر من جزو وزرای خوش‌سابقه‌ای است در کار و واقعاً میتوانند این کار را بکنند؛ منتها آن چیزی که ما از ایشان و از مجموعه توقّع داریم، این است که در تولید محصولات حیاتی باید خودکفایی به‌وجود بیاید؛ یعنی خودکفایی را به حرف و گپ این و آن نگاه نکنید که آقا گندم، بیرون ارزان‌تر است، و مانند اینها. ما باید به خودکفایی برسیم؛ در موادّ حیاتی باید به خودکفایی برسیم.

 از مهندسان کشاورزی بایستی استفاده کنیم. من یک‌وقت به آقای روحانی گفتم رفته بودیم یکی از استانها -به نظرم سفر همدان [بود]- آنجا دوستان ما که میرفتند بررسی میکردند، اطّلاع دادند به ما که کشاورزی‌های مناطق گوناگون آن استان رونق خیلی خوبی دارد؛ [وقتی‌] پرسیدند، معلوم شد که جوانهای مهندس کشاورزی را اینها به‌کار گرفته‌اند و آن استان خوشبختانه زیاد هم داشت. رفته‌اند آنجا و به اینها کمک کرده‌اند، حرف اینها را گوش کرده‌اند؛ این کمک میکند به این [کار]. این یک برنامه‌ریزی میخواهد؛ خیلی کار سختی هم نیست؛ یک فراخوان میخواهد، یک شناسایی میخواهد، یک برنامه‌ریزی میخواهد، یک تقسیم‌بندی میخواهد و این کارها را میتوانید انجام بدهید که از اینها استفاده بشود.

 [استفاده از] فنّاوری روز؛ همین مسئله‌ی آب که حالا اشاره کردند -تقسیم آب و به‌اصطلاح استفاده‌ی بهینه‌ی از آب- خیلی مهم است. جلوگیری از واردات؛ ببینید من باز هم تأکید میکنم. حالا شما میگویید ما جلوی واردات را گرفتیم امّا میوه‌هایی در بازار هست که [وارداتی است‌]. آخر ایران برود از کجا میوه بیاورد که بهتر از میوه‌ی ما باشد؟ یک وقتی زمان ریاست جمهوری ما، یک نفری از یک کشور عربی -اسم نمی‌آورم- آمده بود، سوغاتی برای من یک جعبه‌ی خیلی قشنگ، خرما آورده بود. گفتم مصداق واقعیِ زیره به کرمان بردن این است. ما این‌همه خرما داریم -این خرمای مضافتی، این خرماهای گوناگون جنوب کشور؛ چه در استان فارس، چه در خوزستان، چه در بلوچستان- آن‌وقت حالا برای ما خرما آورده‌اند؛ منتها در بسته‌بندی. من آن‌وقت همان هدیه را بردم در دولت، گفتم این خرما را مقایسه کنید با خرماهای ما! خرماهای ما بهتر از این هستند امّا این بسته‌بندی چقدر قشنگ است. آن‌وقت‌ها خرماهای ما در آن کیسه‌های فلان‌جور، با لگد توی حصیر میکردند، سرش را می‌بستند و عرضه میکردند! حالا البتّه یک خرده بهتر شده. به‌هرحال واردات میوه، واردات بی‌رویّه است.

 یک مسئله‌ی اساسی‌ای که این عمدتاً [مربوط به‌] وزارت کشاورزی است -منتها فقط کار وزارت کشاورزی نیست- تمرکز بر روستا است. یعنی واقعاً این را یکی از بخشهای اساسیِ برنامه‌ریزی دولت باید قرار داد: ما متمرکز بشویم روی روستا. حرفش را در سالهای مختلف خیلی زده‌ایم امّا این کار عملاً اتّفاق نیفتاده. ما بایستی صنایع تبدیلی را به روستاها ببریم، به بعضی از شهرها ببریم. من در ارومیه دیدم سیب روی زمین ریخته بود! گفتند اصلاً نمی‌ارزد؛ پول کارگر خیلی بیشتر از آن پولی است که ما از فروش این سیب به‌دست‌ [می‌آوریم‌] یا هلو، زردآلو، انگور؛ خب، آنجا صنایع تبدیلی میخواهد. خیلی از جاهای گوناگون کشور، ما این میوه‌ها را داریم که در بعضی از اوقات، صرف نمیکند برای صاحب باغ که این میوه را جمع بکند. ما اگر صنایع تبدیلی داشته باشیم، خشک‌کننده داشته باشیم، بتوانیم آنجا از اینها استفاده بکنیم، این کار را باید بکنیم. و ظرفیّتها فوق‌العاده است؛ واقعاً فوق‌العاده است.

۱۳۹۴/۰۶/۰۴

بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت‌





نوع مطلب : مقام معظم رهبری، علم، کشاورزی، بحران آب، 
برچسب ها : اهمیّت بخش کشاورزی، خودکفایی در تولید محصولات حیاتی، از مهندسان کشاورزی بایستی استفاده کنیم، استفاده از فنّاوری روز در مسئله‌ی آب، بسته‌بندی خرما، واردات میوه واردات بی‌رویّه است.، استفاده از صنایع تبدیلی در روستاها،


پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : شاهین حق پرست
فرات و دجله دو نهر عظیم هستند که از ترکیه سرچشمه گرفته از وسط عراق گذشته، به دریا می ریزند و کشاورزی و رفاه عراق بستگی کاملی به این دو نهر عظیم دارد.
پس از آنکه مرا به لندن احضار کردند، به وزارت مستعمرات پیشنهاد کردم که نقشه ای بکشند تا دست روی سرچشمه ی این دو  آب بگذارند تا بدینوسیله بتوانند عراق را در مواقع خاص تسلیم کنند، زیرا هرگاه این آب از عراق قطع شود، عراق چاره ای ندارد جز اینکه تسلیم خواسته های وزارت مستعمرات شود.

بخشی از کتاب خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی




نوع مطلب : استکبار ستیزی، اُمّت اسلامی، کشاورزی، کتاب، بحران آب، 
برچسب ها : فرات و دجله، کشاورزی و رفاه عراق، کتاب خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیس، وزارت مستعمرات،


دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : شاهین حق پرست
یک مسئله مسئله‌ی آب و مصرف آب [است]. من دو سه سال پیش به نظرم در صحبت اوّل فروردین اشاره کردم که نود درصد آب کشور صرف کشاورزی میشود. همه‌ی مصارف دیگر - مصارف شرب و شهر و صنعت و غیره - ده درصد است. ما اگر چنانچه بتوانیم با تدابیری در آن نود درصد که صرف کشاورزی میشود، ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، معنایش این‌ است که به همان اندازه‌ای که امروز آب برای شرب و شهر و روستاها و صنعت و غیره مصرف میکنیم، به همین اندازه آب در اختیار کشور قرار میگیرد. این چیز کوچکی است؟ این چیز با این عظمت، ارزش این را ندارد که همه‌ی مسئولین، دست‌اندرکار بشوند و بروند دنبال این قضیّه؟ با آبیاری قطره‌ای، با شبکه‌سازی‌های درست و خوب [صرفه‌جویی کنند]. آب پشت سدها را ما اگر چنانچه جمع کنیم، [امّا] شبکه‌سازی درست نکنیم - کمااینکه متأسّفانه در موارد زیادی قضیّه از این قرار است - خب این آب را درواقع هدر میدهیم، تبخیر میشود میرود؛ علاوه بر اینکه حالا مشکلاتی هم پشت سدها به وجود می‌آید. کارهای فراوانی است که باید انجام بگیرد؛ اینها جزو چیزهای بسیار مهم است.
...............
بنده یک مورد را خودم دیدم در یکی از ییلاقات مشهد - جاغرق - یک دوست قدیمی ما یک زمین کوچکی داشت و دارد. یک آب مختصری به‌قدر مثلاً نصف آنچه از لوله‌ی قوری می‌آید بیرون، آن بالا بود. این آب را جمع کردند، هدایت کردند، حفظ کردند، چند استخر در این زمین از این آب به‌وجود آمد و زمین آباد شد؛ از یک آب خیلی مختصر که میتوانست به هدر برود و هیچ‌کس هم نفهمد و نبیند.
 یکی از دوستان ما نقل میکرد و میگفت در یزد - که خب، یزد جزو مناطق کم‌آب کشور است - یک نفری دعوت کرد از ما در یک باغی، بوستانی - یک جایی ترتیب داده بود با درخت و کشت و زرع و همه‌چیز - گفتش که میخواهید منبع آب اینجا را ببینید؟ گفتیم بله. گفت ما را مبالغ طولانی‌ای برد - شاید مثلاً چند کیلومتر؛ حالا من درست یادم نیست خصوصیّات را - آنجا رفتیم، دیدیم بله، به‌قدر یک لوله‌ی آفتابه، مختصر آبی دارد می‌آید؛ این آدم همّت کرده، این آب را حفظ کرده، هدایت کرده، آورده، از این آب استفاده‌ی بهینه کرده. یعنی از این آبهای کشور میشود مردم در محیطهای زندگی خودشان استفاده‌های بهینه بکنند.


۱۳۹۳/۱۲/۱۷بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، علم، کشاورزی، بحران آب، 
برچسب ها : نود درصد آب کشور صرف کشاورزی، ده درصد صرفه‌جویی در آب کشاورزی، آبیاری قطره‌ای، شبکه‌سازی‌ آب پشت سدها، استفاده‌ی بهینه از آب کم،


دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : شاهین حق پرست
فرض بفرمایید فرسایش خاک در کشور بر اثر سهل‌انگاری‌ها و بدعمل‌کردن‌ها و ندانم‌کاری‌ها؛ فرسایش خاک چیزی نیست که بعد بشود به‌آسانی جبرانش کرد. قضیّه‌ی خاک از قضیّه‌ی آب مهم‌تر است؛ ما مشکل آب هم داریم، مشکل بزرگی هم هست، لکن برای تهیّه‌ی آب راه‌های فراوانی وجود دارد؛ برای تهیّه‌ی خاک حاصلخیز این راه‌ها دیگر وجود ندارد. یعنی بی‌توجّهی به مبانی حفظ محیط زیست، گاهی اوقات یک چنین مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد؛ آسیبی که وارد میشود، آسیبی نیست که بشود [جبران کرد]. خب، میشود پیشگیری کرد، میشود علاج کرد؛ هم پیشگیری میشود کرد بسیاری از این چیزها را - که عمدتاً هم پیشگیری است - هم بعضی‌ها قابل علاج است و بایستی اینها را علاج کرد.
.....
 مسئله‌ی خاک. عرض کردیم فرسایش خاک، در بلندمدّت خطر بزرگ‌تری از کمبود آب است. چند سال قبل از این بحثهای آبخیزداری و آبخوان‌داری و مانند اینها مطرح شد، کارهایی هم انجام گرفت؛ باید اینها با جدّیّت و قوّت دنبال بشود؛ این کارها متوقّف نماند.


۱۳۹۳/۱۲/۱۷بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، علم، کشاورزی، بحران آب، 
برچسب ها : فرسایش خاک، آبخیزداری، آسیب جبران ناپذیر،


دوشنبه 21 اسفند 1391 :: نویسنده : شاهین حق پرست
تا اسم اردو جهادی میاد همه ی ذهن ها میره به سمت یه روستای فقیر با مردمای ضعیف که چندتا دانشجوی بسیجی میرن اونجا و براشون مسجد ، غسالخونه ، حموم و .... میسازن و اگه کارشون خیلی درست باشه کار فرهنگی هم میکنن و مثلاً به مردم و بچه هاشون که اکثراً بیسوادن نماز ، غسل، وضو و احکام دیگه رو یاد میدن و خود دانشجوها هم که اکثراً بچه شهری و به قولی سوسولن یه مقدار با حال و هوای زندگی های سخت و تقریباً شبیه به جبهه و دفاع مقدس آشنا میشن و به نحوی تهذیب و خودساخته میشن.



ادامه مطلب


نوع مطلب : کشاورزی، دل نوشته، بحران آب، 
برچسب ها : اردو جهادی تخصصی، احیای قنات،




درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن طراحی سایت ارزان
شمارنده