اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
پنجشنبه 11 مهر 1398 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بنده معمولا خیلی کم در وبلاگ متن می نویسم و اصلا خودم رو در حد نویسندگی و امر و نهی نمیدونم ولی فقط بعضی جاها که از بعضی چیزا میسوزم و نمیتونم ساکت بشینم اینجا مینویسم و سعی میکنم نظراتم رو ابراز کنم امشب هم در یک برنامه‌ تلویزیونی مربوط به ارائه طرح های کارآفرینی بعد از ارائه طرح کارآفرینی مرتبط با کم آبی و زراعت با آب شور آخرین داور خیلی راحت گفت این طرح نیازهای کشور رو برطرف میکنه اما ما فقط دنبال برطرف شدن نیاز کشور نیستیم و طرح باید سرمایه ها رو برگردونه و کسب و کار رونق بگیره این دقیقا نگاهی که مسئولان ما به بسیاری از مسائل حیاتی و بحران ها در کشور دارند و به همه مقوله‌ها دید اقتصادی و درآمدزایی و سودآوری دارند در صورتی که بسیاری از این ها  دره و گردنه و چاه و چاله هستند که باید پر شوند و از آنها عبور کرد نه چاه نفت که استحصال کرد یا جنگل و دریا که از آن پول درآورد!
از جمله این مسائل: بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب ، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش و مشکلات خصوصی سازی کارخانجات است.
بنده از زمان انتخاب رشته با تفکر به نیاز کشور یعنی بحران آب انتخاب رشته کردم، با این تفکر تحصیل کردم و با این تفکر وارد بازار کاری این رشته شدم و با این وجود که به نتیجه نرسیدم اما به فکر درآمدزایی نبودم و در این مدت در کل و به صورت چکیده به این نتیجه رسیده ام که برای رفع بحران آب دو اقدام باید کرد:
قبل از بیان اقدام اول لازم است این نکته را ذکر کنم که در عید امسال سدها بسیاری از شهرها را از خطر تخریب کامل نجات دادند و بسیاری از مدافعان سدسازی به این مقوله پرداختند و خواستار ساخت سدهای بیشتر شدند اما حقیقت این است که سدسازی مانند عمل‌ جراحی بر روی بیمار اورژانسی است در صورتی که با اقدامات پیشگیرانه اصلا نیازی به عمل جراحی نیست (دقیقا شبیه درگیری طب سنتی و بر پایه تغذیه با طب مدرن و بر پایه جراحی و داروهای شیمیایی) پس با این پیش زمینه این دو راه حل را ذکر میکنم:
۱) ساخت بند و آبخیزداری به جای سدسازی
۲) احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق

راجع به راه حل دوم هم خیلی میتوان توضیح داد ولی فکر نکنم اینجا مجالش باشه.
درکل این روش ها، اقداماتی هزینه بر هستند و نیاز به سرمایه زیادی دارند.

در حوزه مشکلات فرهنگی هم وضعیت به همین شکل است و درحالی که دشمنان، سرمایه های هنگفتی برای تهاجم فرهنگی و ترویج فرهنگ غربی هزینه می کنند باید پرسید دولت و مسئولین ما چقدر برای ترویج فرهنگ ناب اسلامی ایرانی هزینه می کنند؟ و در زیرمجموعه آن و در حوزه کتاب چقدر یارانه برای کاغذ تعلق میگیرد؟ یا فقط به دنبال کارهای درآمدزایی مثل کتابهای کنکوری یا تولید آثار پرسود هستند؟

در مسائل آموزش و پرورش هم هرساله دولت به دنبال کوچک سازی این وزارتخانه و خصوصی سازی آن و افزایش مدارس غیردولتی و غیر انتفاعی است که نتیجه آن هزینه سرسام آور این مدارس و ازدحام در مدارس دولتی و دوباره اشرافی شدن تحصیل و ناامیدی دانش آموزان فقیر از ادامه تحصیل میشود در صورتی که مقام معظم رهبری بارها بر سرمایه گذاری در آموزش و پرورش تاکید کردند:
اگر منابع زیرزمینی فراوانی داشته باشیم، [امّا] نیروی انسانی نداشته باشیم، فایده‌ای ندارد. کشور ما روی دریای نفت خوابیده بود؛ [ولی] نه خبر داشتیم، نه بلد بودیم؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که آنهایی که خبر داشتند و بلد بودند، آمدند مسلّط شدند به نفت ما. نفت ما را میبردند، تمدّن خودشان را میساختند، کارخانه‌های خودشان را راه می‌انداختند و در دوران جنگی که بود، از این نفت برای پیروزی خودشان استفاده میکردند و یک چیز مختصری هم به ما میدادند؛ زمان طاغوت این جوری بود؛ [این] نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری نکردن بر روی منابع انسانی است. خب، این منابع انسانی را شما الان دارید تولید میکنید؛ ببینید اهمّیّت کار کجا است! شما دارید پرورشش میدهید، شما دارید [آن را] پردازش میکنید. بنده اهل تعارف نیستم؛ آنچه بنده سالهای متمادی درباره‌ی نقش معلّم و دانشجومعلّم و آموزش و پرورش اظهار کرده‌ام، برخاسته‌ی از این احساس است؛ برخاسته‌ی از این باور است که معلّم یک چنین نقشی دارد.

۱۳۹۸/۰۲/۱۱بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان

یا درباره مشکلات خصوصی سازی کارخانجات بزرگ کشور، در همه جای دنیا وقتی کارخانه ای به بخش خصوصی انتقال پیدا میکند بیشترین حمایت ها از آن صورت میگیرد و دولت بزرگترین مشتری بخش خصوصی است اما در اینجا وقتی کارخانه ای خصوصی می شود کاملاً آن را رها میکنند و میگویند برو و خودت گلیم خود را از آب بیرون بکش! برای مثال هپکو که بزرگترین کارخانه ی تولید ماشین آلات راهسازی است، باید محصولاتش را ارگان های کشوری خریداری کنند واگرنه مردم عادی که برای خانه شان لودر و بیل مکانیکی نمیخرند! اما وقتی دولت به جای خریداری و حمایت، ماشین آلات چینی و اروپایی وارد میکند نتیجه ای جز نابودی این کارخانجات ندارد.

در آخر مسئولان باید نگاهشان را به بسیاری از مسائل عوض کنند، بسیاری از مسائل جای تجارت و بازرگانی نیست جای سرمایه گذاری و هزینه است! زخم جای نشستن و مکیدن نیست جای مداواست!



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، بحران آب، دل نوشته، 
برچسب ها : تغییر دید اقتصادی به دید سرمایه گذاری در مشکلات، بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش، مشکلات خصوصی سازی کارخانجات، آبخیزداری به جای سدسازی، احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق،


چند روز پیش ی نمایی تو شهر تهران دیدم که وادار شدم بعد مدت‌ها (که بخاطر مشغله و گرفتاری تو وبلاگ کم کار شدم) چند خطی بنویسم خیلی وقته که ی جریانی توی شهرهای بزرگ بخصوص تهران شروع شده و روز به روز ی تیکه لباس خانم ها کم میشه! و خیلی ها اینو به مسائل سیاسی و اقتصادی و مذهبی ربط میدن درصورتی که در اصل این قضیه هیچ ربطی به این مسائل نداره و در واقع به عرف جامعه و انضباط شهری مربوط میشه به عنوان مثال در کشور های دیگه که اصلا از نظر سیاسی و اقتصادی خیلی پیشرفته و مرفه هستند و مذهبشون هم لائیک هست آیا افراد می تونند به صورت عریان یا نیمه برهنه در شهر تردد کنن؟!!!
یا در همین شهر و کشور خودمون آقایون می تونند با زیرپوش رکابی و شلوارک تو شهر راه برن؟!
خیلی واضحه وقتی جامعه و کشوری نوعی از عرف و قانون‌ رو پذیرفته و تصویب کرده همه ی افراد، داخل اون جامعه و کشور باید به اونها پایبند باشند و تخطی و عدم رعایتشون توهین به افراد اون جامعه محسوب میشه نه اعتراض به وضعیت سیاسی و اقتصادی و مذهبی و ....




نوع مطلب : اخلاق، فرهنگ، دل نوشته، 
برچسب ها : بی حجابی،


چهارشنبه 11 مرداد 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
صحبت از آداب میهمان و میهمان داری بود. هرکس مطلبی را یادآور می شد.

امام رضا (علیه السلام)

داستانی را از اجدادش نقل کرد. فرمود:
روزی فردی

امام علی (علیه السلام)

را به مهمانی دعوت کرد. امام علی (علیه السلام) مشروط پذیرفت. ایشان فرمود: «به سه شرط می آیم. اگر قول می دهی که رعایت کنی، دعوتت رامی پذیرم.» مرد گفت: (آن سه شرط چیست؟) فرمود:
{شرط اول اینکه چیزی از بیرون منزل برای من تهیه‌ نکنی. دوم از آنچه در منزل هست، چیزی را از من دریغ نکنی، و سوم اینکه زن و بچه ات را به رنج و سختی نیندازی.}
مرد که علاقه مند بود میزبان امام شود، گفت: (یا

امیرالمؤمنین

! قول می دهم این سه شرط را رعایت کنم.) امام نیز دعوت او را پذیرفت و به منزل ایشان رفت.
عیون أخبارالرضا ،ج۱،ص۲۲۵،ح۱۶.


بریده ای از کتاب «امام رضا (علیه السلام) و زندگی» تألیف مهدی غلامعلی

کتاب امام رضا علیه السلام و زندگی




نوع مطلب : امام علی (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام)، اخلاق، فرهنگ، کتاب، 
برچسب ها : آداب میزبانی، کتاب امام رضا (علیه السلام) و زندگی، مهدی غلامعلی، آداب میهمان و میهمان داری،


یکشنبه 11 تیر 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
لولئی (دلقکی) با پسر خود ماجرا می کرد که:
تو هیچ کاری نمی کنی و عمر در بطالت به سر می بری چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز و سنگ ز چنبر جهانیدن (سنگ از حلقه عبور دادن) و رسن بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی!
اگر از من نشنوی به خدای تورا در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در خواری و سختی و بی چیزی بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.

کلیات عبید زاکانی ص ۲۱۹




نوع مطلب : فرهنگ، علم، کتاب، شعر و ادب، 
برچسب ها : کلیات عبید زاکانی، ارزش علم،


بنده باید از یکایک آن کسانی که آمدند و بیش از ۴۱ میلیون رأی را در صندوقها ریختند، از صمیم قلب تشکّر کنم. حقیقتاً کار بزرگی انجام گرفت؛ برای کشور اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی نشانه‌ی اعتماد عمومی مردم شد. [اینکه] اکثریّت هفتاد و چند درصدیِ کشور بیایند به نظام جمهوری اسلامی «آری» بگویند، تأیید کنند، به آن اعتماد کنند، خیلی مهم است. حالا بعضی‌ها متأسّفانه بگوییم از روی کج‌فهمی -یا چه بگوییم، نمیدانم- انکار میکنند؛ میگویند «رأی مردم ربطی به نظام اسلامی و تأیید نظام اسلامی ندارد»! چرا آقاجان؛ حتّی کسانی که ممکن است در دل از نظام اسلامی گله‌مندی هم داشته باشند، امّا وقتی می‌آید در چهارچوب نظام رأی میدهد، معنایش این است که این چهارچوب را قبول میکند و به آن اعتماد میکند و آن را کارآمد میداند که در چهارچوب آن دارد حرکت میکند. این قریب ۴۲ میلیون رأی ملّت، هفتاد و چند درصد، رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی بود. حادثه‌ی بسیار مهمّی بود.
 البتّه در تبلیغات، در مناظرات، حرفهایی زده شد، گاهی بداخلاقی‌هایی شد، برخی از دستگاه‌های گوناگون کشور مورد اتّهام قرار گرفتند؛ اینها کارهای خوبی نبود؛ گذشته، گذشته است؛ بایستی اینها ادامه پیدا نکند. همه توجّه داشته باشند: به آنچه در انتخابات انجام گرفت، با چشم اغماض نگاه کنند؛ تکرار نکنند؛ یعنی ملّت -چه آن گروهی که نامزد آنها رأی آورده است، چه آن گروهی که نامزد آنها رأی نیاورده است- باید از خودشان ظرفیّت نشان بدهند، از خودشان حلم نشان بدهند -حلم یعنی ظرفیّت، جنبه‌دار بودن- بی‌جنبگی نشان ندهند. بعضی هستند که اگر در یک قضیّه‌ای برنده هم بشوند بی‌جنبگی نشان میدهند، بی‌ظرفیّتی نشان میدهند، اگر بازنده هم بشوند همین‌جور؛ نه، بایستی چه در صورتی که انسان موفّق شد و به آن مقصودی که داشت رسید، چه در صورتی که نرسید، از خود ظرفیّت نشان بدهد. خب، خوشبختانه امسال در این انتخابات ظرفیّت نشان دادند، آن کسانی هم که موفّق نشدند ظرفیّت نشان دادند، بر خلاف سال ۸۸ که آن مشکلات را برای کشور به وجود آوردند.

۱۳۹۶/۰۳/۱۴بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، اخلاق، فرهنگ، سیاست داخلی، 
برچسب ها : رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی، اعتبار برای نظام جمهوری اسلامی، ظرفیّت نشان بدهند، حلم نشان بدهند، بی‌جنبگی نشان ندهند،


جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                       آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی                                   باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد                   هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست      آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق                             اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود                      تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار      صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب              بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم                                        ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور                         اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان                 خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود                              شاهان کم التفات به حال گدا کنند





نوع مطلب : فرهنگ، شعر و ادب، 
برچسب ها :


دوشنبه 14 فروردین 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
چند وقتیه که مسئله‌ ای در صداوسیما داره آزارم میده و تصمیم گرفتم اینجا بیانش کنم صداسیما جدیداً و بخصوص در نوروز امسال خیلی گفتگو محور شده‌ و خیلی مهمون دعوت میکنه این موضوع اشکالی نداره و اتفاقا باعث جذابتر شدن برنامه‌ ها شده‌ اما مشکل اینجاست که خیلی وقتا بعضی از این مهمونا آدمهای متخصص و موفق و شاخصی نیستن و صرفاً به خاطر معروفیتشون دعوت میشن و خیلی وقتا هم سوالاتی ازشون پرسیده میشه یا در موضوعاتی صحبت میکنن که هیچ فایده‌ای برای بیننده نداره بلکه ممکنه حتی مضر هم باشه!

برای مثال مسائل زندگی شخصی هنرمندا از جمله بازیگران و خواننده ها چه فایده‌ای برای بیننده ها داره؟!
درسته که بررسی مسائل هنری کشور خیلی خوب و مهمه و داشتن هنری در سطح عالی برای کشور و جامعه لازم و ضروریه اما چرا بجای بررسی مفید اوضاع هنری کشور با دعوت از هنرمندان متخصص و کاربلد باید به ازدواج و طلاق و سن بازیگران معمولی و حتی سطح پایین پرداخته بشه و یا شاهد حرکات و سخنان سیاسی خوانندگان و هنرمندان بدون تخصص و حتی شعور سیاسی باشیم!!!  (البته این مورد خیلی ربطی به صداسیما نداره)
میشه بجای این برنامه های زرد و سبک و صرفاً جذاب از مهمون های شاخص و متخصص و موفق در هر صنف دعوت کرد و راجع به کاروحرفه و تخصصشون باهاشون صحبت کرد به نظرم تو هر صنفی ی چند نفر هستن که بین همه خیلی مشخص و کاردرستن برای مثال کسی که تقریباً از صفر شروع کرده و الان صاحب یک تشکیلات منسجم و منظمه و برای افراد زیادی کارآفرینی کرده، باید صحبت های خیلی
جذاب و شنیدنی و ایده های خیلی مفیدی برای مردم داشته باشه!

و درنتیجه میشه گفت: {صرفاً معروف بودن افراد دلیل بر مفید و صحیح بودن حرفاشون نیست!}





نوع مطلب : فرهنگ، اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : نقدی بر صداسیما، دعوت از مهمانان مفید، پرهیز از سخن غیرتخصصی افراد معروف، دعوت از کارآفرینان شاخص، دعوت از کاربلدها در هر صنف، زرد و پرحاشیه شدن صداسیما،


جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
همه ساله در جشن (یا جنگ) چهارشنبه آخر سال افراد زیادی کشته و زخمی میشن و خیلی ها پیام میدن و از مردم میخوان این جنگ بی هدف رو تموم کنن مخصوصاً امسال بعد از فاجعه ی پلاسکو خیلی ها گفتن دیگه بی خیال آتیش بازی (یا انفجار بازی) بشید و بذارید از امسال آتشنشان ها کمی استراحت کنن اما احتمالاً این قضیه به این سادگی جمع نمیشه چون تجربه نشون داده وقتی مردم رو از کاری منع می کنیم میرن سراغ کاری دیگه که چه بسا از قبلی خیلی بدتره مثلا همین چهارشنبه سوری من شنیدم که قبلا به صورت یک مراسم ساده و سنتی برگزار میشده و چندتا آتیش کوچیک درست میکردن و از روش می پریدن اما جلوش رو گرفتن و این حالت جنگی آخر سال شهر نتیجه اش شد و در اسلام و قرآن هم اول امر به معروف آمده بعد نهی از منکر یعنی شما اول باید راه و روشی درست رو به مردم معرفی کنی بعد اونا رو از کار غلط و نادرست منع کنی درنتیجه من با خودم فکر کردم که اگه بخواهیم مردم رو از ترقه بازی و آتیش بازی منع کنیم چه چیز رو باید جایگزینش کنیم و این ایده به ذهنم رسید که میتونیم از نور استفاده کنیم مثل نورپردازی ساختمان ها و اماکن (شبیه این فیلم ها)
[http://www.aparat.com/v/L6md0]

تصور کنید شهر به جای صداهای وحشتناک پر بشه از نورها و نورپردازی های زیبا و جذاب و تماشایی!
[http://www.aparat.com/v/93wfs]





نوع مطلب : فرهنگ، دل نوشته، 
برچسب ها : چهارشنبه سوری،


پنجشنبه 14 مرداد 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
یک تغییر بزرگ در زندگی انسان پیدا شد. کشف کشاورزی و بدست آوردن غذا از زمین تغییر عظیمی بوجود آورد. برای انسان خیلی آسان تر بود که به بوسیله ی کشاورزی غذای خود را از زمین بدست آورد تا اینکه تمام وقت با اضطراب و نگرانی به دنبال شکار حیوانات باشد.     ................................
کشاورزی تغییرات دیگری را هم با خود همراه آورد. خوراکی که به وسیله ی کشاورزی از زمین بدست می آمد بیش از آن بود که یکباره خورده و مصرف شود این مازاد محصول یا محصول اضافی درجایی جمع و انبار می شد. کارهای مختلفی بوجود و طبقات مختلف مردم کارهای مختلفی را که در مزرعه ها و جاهای دیگر پیدا شده بود انجام می دادند. بعضی ها هم کار سازمان دادن و سرپرستی کردن کارها را بر عهده دار شدند.
سازمان دهندگان و سرپرستان تدریجاً قدرت بیشتری یافتند و همانها بودند که بعدها به تدریج به پاتریک ها و حکمرانان و پادشاهان و اشراف مبدل گشتند. آنها که قدرت و نفوذی زیادتر از دیگران بدست آورده بودند مقدار زیادی از محصولات اضافی کشاورزی را متصرف شدند و برای خودشان نگه داشتند. به این ترتیب از دیگران ثروتمندتر شدند در حالی که آنهایی که در مزارع کار می کردند فقط آنقدر از آن سهم می بردند که بتوانند زنده بمانند.
بعدها زمانی فرا رسید که این سازمان دهندگان و سرپرستان که کار دیگری انجام نمی دادند فوق العاده تنبل و بیکار شدند و حتی دیگر لیاقت انجام همان کار سازمان دادن و سرپرستی کردن را هم نداشتند. آنها هیج کاری نمی کردند جز اینکه می کوشیدند و مراقب بودند که از محصول کار کشاورزان و کارگرانی که خوراکی ها و محصولات را تولید می کردند قسمت عمده را برای خودشان بگیرند. آنها کم کم فکر کردند که اصولاً حق طبیعی آنهاست که به این شکل از محصول کار دیگران زندگی کنند، بدون اینکه خودشان هیج کاری انجام دهند.    .........................
در طول تاریخ هرچند گاه یکبار روشهای تازه و سریعتری برای تولید غذا و سایر چیزها کشف شده است. لابد فکر می کنی که وقتی روش های بهتری برای تولید به کار رود محصولات بیشتری فراهم می شود و در دنیا ثروت بیشتری به وجود خواهد آمد و هرکس بهره و نصیب بیشتری خواهد داشت. اگر چنین فکر بکنی تا اندازه ای حق داری اما از جهتی هم اشتباه می کنی.
راست است که روشهای بهتر تولید، ثروت دنیا را زیادتر ساخته است اما آیا چه قسمتی از دنیا را ؟ خوب پیداست که در کشوری مثل کشور ما هنوز فقر و تیره روزی عظیمی وجود دارد اما حتی در کشور غنی و ثروتمندی مثل انگلستان نیز وضع چنین است.
چرا؟ آیا ثروت و دارایی به کجا می رود؟
واقعاً چیز عجیبی است. با وجود اینکه دائماً ثروت بیشتری تولید شده است فقیران همچنان فقیر باقی مانده اند. در بعضی کشورها وضع فقیران کمی بهتر شده و پیشرفت کرده است اما در مقایسه با میزان ثروت تازه ای که در دنیا فراهم می شود این پیشرفت آنها بسیار ناچیز است. به آسانی می توان دید که قسمت عمده ی ثروت و دارایی به کجا می رود. ثروت به دست کسانی می رود که معمولاً سازمان دهنده و کارفرما هستند. و می توانی ببینی که از هر محصولی بدست می آید سهم عمده و اصلی را برای خودشان برمی دارند!
عجیب تر آنکه در اجتماع طبقه ای به وجود آمده است که عقیده دارند خودشان نباید هیچ کاری انجام دهند و در عین حال باید از محصول کار دیگران سهم بیشتری را برداشت کنند! این طبقه خود را خیلی محترم می شمارد و بعضی اشخاص ابله هستند که تصور می کنند کار کردن برای زندگی یک نوع عمل ناپسند و مخالف شئون و احترام آنهاست!
چنین است وضع آشفته ی دنیای ما ....
آیا تعجب آور نیست که دهقانان مزرعه ها و کارگران کارخانه ها فقیر هستند در حالی که آنها خوراک و ثروت دنیا را فراهم می سازند؟..................................
دویست سال پیش یک فرانسوی مشهور به نام «ولتر» درباره ی سیاست مداران و نظایر ایشان گفت: «آنها در سیاست های عالی خود توانسته اند هنری کشف کنند که با آن کسانی را که با زراعت زمین وسیله ی زندگی دیگران را فراهم میکنند از گرسنگی نابود سازند.»

برشی از کتاب نگاهی به تاریخ جهان نوشته ی جواهر لعل نهرو




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، کشاورزی، اقتصاد، تاریخ، کتاب، 
برچسب ها : کتاب نگاهی به تاریخ جهان، جواهر لعل نهرو، برش کتاب، توصیه کتابخوانی رهبر انقلاب،


جمعه 24 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
اصل باید این باشد که تولید داخلی ترویج بشود. من اطّلاع پیدا کردم که در تهران -حالا شاید در شهرستان‌ها هم هست- بعضی از فروشگاه‌ها مقیّد شده‌اند که جز تولید داخلی را نفروشند؛ تابلو هم زده‌اند؛ عکسش را گرفتند برای من آوردند و من دیدم. تابلو زده‌اند، تابلوی بزرگ، که در این فروشگاه فقط تولید داخلی فروش میرود. بارک‌الله! آفرین بر این انسان باغیرت، بر این انسان مصلح! هرچه در این فروشگاه هست، تولید داخلی است. نقطه‌ی مقابلش، فروشگاه‌هایی هستند که وقتی انسان وارد میشود، هرچه چشم میگرداند، تولید خارجی است. متأسّفانه بعضی از این فروشگاه‌ها که فروشگاه‌های بزرگ هم هستند، مربوط به خود دستگاه‌های حکومتی‌اند! چرا این کار را میکنند؟ این کار باید زشت شمرده بشود. شما میخواهی کارگر داخلی را بیکار کنی، کارگر بیگانه را بهره‌مند و برخوردار کنی برای پُز دادن! جنسهای دارای نشان خارجی را [می‌آورند]، یک عدّه پولدار هم -پولدارهای نوکیسه‌ی تازه‌به‌دوران‌رسیده که متأسّفانه در کشور کم نداریم- دنبال نشانهای خارجی‌اند؛ به قول خودشان برندهای خارجی. بنده از این کلمه‌ی «برند» هم خیلی بدم می‌آید. فروش کالای خارجی و مصرف کالای خارجی باید در جامعه به‌عنوان یک ضدّ ارزش شناخته بشود، مگر آنجایی که مشابه داخلی‌اش نیست...............

خود من سالهاست شاهد نمونه ای از فروش اجناس خارجی در فروشگاه تعاونی دانشگاه هستم حتی کالاهایی که نمونه های ایرانی آن موجود و حتی با کیفیت تر و معروف تر هستند ، نمونه هایی با اسامی عجیب و غریب و نادر از کشورهای مختلف مشاهده شده مثلاً ی بار ی مسواک خیلی معمولی دیدم که فکر کردم ازین مسواکای هزارتومنیه ولی وقتی به قیمت دقت کردم دیدم ی صفر بیشتر داره!!! و وقتی جزییاتش رو خوندم فهمیدم ساخت آمریکاست!!!!!!!!!!!
یا در چند فروشگاه موجود در راه آهن تهران سالهاست که محصولات مصرفی با برندهای عجیب و غریب خارجی فروخته میشود!

از کالاهای وارداتی، همین‌طور که عرض کردیم، به‌طور معقول جلوگیری بشود. من طرف‌دار افراط در این قضایا نیستم؛ طرف‌دار حکمت و تدبیر در این قضایا هستم. نمیگویم دروازه‌ها را [ببندید]؛ نه، مراقبت کنید؛ ببینید چه چیزی باید وارد بشود، وارد کنید و چه چیزی نباید وارد بشود، وارد نکنید. من نمیدانم این قضیّه‌ی واردات خودروهای آمریکایی چیست که حالا سر زبانها افتاده و بعضی‌ها میگویند. خودروهای آمریکایی را خود آمریکایی‌ها مصرف نمیکردند؛ این در مطبوعات آمریکایی‌ها منعکس شد و ما دیدیم؛ میگفتند مصرفش زیاد است، سنگین است. مثلاً فرض کنید ما، از [محصول‌] فلان کارخانه‌ی خودروسازیِ رو به ورشکستگیِ آمریکا استفاده کنیم؛ آن‌هم آمریکا! (
شعار حاضرین: مرگ بر آمریکا) جلوی اینها بایستی به‌طور جدّی ایستاد. چه کسی بِایستد؟ خود مسئولین، خود وزرای محترم. من میدانم که افرادی هستند، از پشت فشار می‌آورند -منفعت دارند، سود دارند، [لذا] فشار می‌آورند- جلوی این فشارها بِایستند، قبول نکنند. من نمیدانم اینکه میگویند واردات لوازم آرایشی در کشور چند میلیارد دلار است، راست است یا نه؟ من تحقیق نکرده‌ام، شما هم گمان نمیکنم خیلی تحقیق کرده باشید؛ اگر راست باشد بد است. [واردات‌] لوازم آرایشی، چند میلیارد [دلار]! آن‌هم در کشور ما که حالا این‌همه موانع و اشکالات برایش درست میکنند؛ برای اینکه فرض کنید فلان خانواده‌ی پول‌دارِ نوکیسه‌ی تازه‌به‌دنیارسیده دلشان میخواهد این را داشته باشند. شنیده‌ام بعضی‌هایش هم ناسالم است. [در مقابل] اینها بِایستند، مقاومت کنند و نگذارند.

۱۳۹۵/۰۲/۰۸بیانات در دیدار کارگران




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، استکبار ستیزی، فرهنگ، اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : واردات کالاهای خارجی، ترویج تولید داخلی، فروش و مصرف کالای خارجی باید در جامعه ضدّ ارزش شناخته بشود، واردات خودروهای آمریکایی!، خودروهای آمریکایی را خود آمریکایی‌ها مصرف نمیکردند!، چند میلیارد دلار واردات‌ لوازم آرایشی!،




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن شمارنده
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic