اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
پنجشنبه 11 مهر 1398 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بنده معمولا خیلی کم در وبلاگ متن می نویسم و اصلا خودم رو در حد نویسندگی و امر و نهی نمیدونم ولی فقط بعضی جاها که از بعضی چیزا میسوزم و نمیتونم ساکت بشینم اینجا مینویسم و سعی میکنم نظراتم رو ابراز کنم امشب هم در یک برنامه‌ تلویزیونی مربوط به ارائه طرح های کارآفرینی بعد از ارائه طرح کارآفرینی مرتبط با کم آبی و زراعت با آب شور آخرین داور خیلی راحت گفت این طرح نیازهای کشور رو برطرف میکنه اما ما فقط دنبال برطرف شدن نیاز کشور نیستیم و طرح باید سرمایه ها رو برگردونه و کسب و کار رونق بگیره این دقیقا نگاهی که مسئولان ما به بسیاری از مسائل حیاتی و بحران ها در کشور دارند و به همه مقوله‌ها دید اقتصادی و درآمدزایی و سودآوری دارند در صورتی که بسیاری از این ها  دره و گردنه و چاه و چاله هستند که باید پر شوند و از آنها عبور کرد نه چاه نفت که استحصال کرد یا جنگل و دریا که از آن پول درآورد!
از جمله این مسائل: بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب ، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش و مشکلات خصوصی سازی کارخانجات است.
بنده از زمان انتخاب رشته با تفکر به نیاز کشور یعنی بحران آب انتخاب رشته کردم، با این تفکر تحصیل کردم و با این تفکر وارد بازار کاری این رشته شدم و با این وجود که به نتیجه نرسیدم اما به فکر درآمدزایی نبودم و در این مدت در کل و به صورت چکیده به این نتیجه رسیده ام که برای رفع بحران آب دو اقدام باید کرد:
قبل از بیان اقدام اول لازم است این نکته را ذکر کنم که در عید امسال سدها بسیاری از شهرها را از خطر تخریب کامل نجات دادند و بسیاری از مدافعان سدسازی به این مقوله پرداختند و خواستار ساخت سدهای بیشتر شدند اما حقیقت این است که سدسازی مانند عمل‌ جراحی بر روی بیمار اورژانسی است در صورتی که با اقدامات پیشگیرانه اصلا نیازی به عمل جراحی نیست (دقیقا شبیه درگیری طب سنتی و بر پایه تغذیه با طب مدرن و بر پایه جراحی و داروهای شیمیایی) پس با این پیش زمینه این دو راه حل را ذکر میکنم:
۱) ساخت بند و آبخیزداری به جای سدسازی
۲) احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق

راجع به راه حل دوم هم خیلی میتوان توضیح داد ولی فکر نکنم اینجا مجالش باشه.
درکل این روش ها، اقداماتی هزینه بر هستند و نیاز به سرمایه زیادی دارند.

در حوزه مشکلات فرهنگی هم وضعیت به همین شکل است و درحالی که دشمنان، سرمایه های هنگفتی برای تهاجم فرهنگی و ترویج فرهنگ غربی هزینه می کنند باید پرسید دولت و مسئولین ما چقدر برای ترویج فرهنگ ناب اسلامی ایرانی هزینه می کنند؟ و در زیرمجموعه آن و در حوزه کتاب چقدر یارانه برای کاغذ تعلق میگیرد؟ یا فقط به دنبال کارهای درآمدزایی مثل کتابهای کنکوری یا تولید آثار پرسود هستند؟

در مسائل آموزش و پرورش هم هرساله دولت به دنبال کوچک سازی این وزارتخانه و خصوصی سازی آن و افزایش مدارس غیردولتی و غیر انتفاعی است که نتیجه آن هزینه سرسام آور این مدارس و ازدحام در مدارس دولتی و دوباره اشرافی شدن تحصیل و ناامیدی دانش آموزان فقیر از ادامه تحصیل میشود در صورتی که مقام معظم رهبری بارها بر سرمایه گذاری در آموزش و پرورش تاکید کردند:
اگر منابع زیرزمینی فراوانی داشته باشیم، [امّا] نیروی انسانی نداشته باشیم، فایده‌ای ندارد. کشور ما روی دریای نفت خوابیده بود؛ [ولی] نه خبر داشتیم، نه بلد بودیم؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که آنهایی که خبر داشتند و بلد بودند، آمدند مسلّط شدند به نفت ما. نفت ما را میبردند، تمدّن خودشان را میساختند، کارخانه‌های خودشان را راه می‌انداختند و در دوران جنگی که بود، از این نفت برای پیروزی خودشان استفاده میکردند و یک چیز مختصری هم به ما میدادند؛ زمان طاغوت این جوری بود؛ [این] نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری نکردن بر روی منابع انسانی است. خب، این منابع انسانی را شما الان دارید تولید میکنید؛ ببینید اهمّیّت کار کجا است! شما دارید پرورشش میدهید، شما دارید [آن را] پردازش میکنید. بنده اهل تعارف نیستم؛ آنچه بنده سالهای متمادی درباره‌ی نقش معلّم و دانشجومعلّم و آموزش و پرورش اظهار کرده‌ام، برخاسته‌ی از این احساس است؛ برخاسته‌ی از این باور است که معلّم یک چنین نقشی دارد.

۱۳۹۸/۰۲/۱۱بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان

یا درباره مشکلات خصوصی سازی کارخانجات بزرگ کشور، در همه جای دنیا وقتی کارخانه ای به بخش خصوصی انتقال پیدا میکند بیشترین حمایت ها از آن صورت میگیرد و دولت بزرگترین مشتری بخش خصوصی است اما در اینجا وقتی کارخانه ای خصوصی می شود کاملاً آن را رها میکنند و میگویند برو و خودت گلیم خود را از آب بیرون بکش! برای مثال هپکو که بزرگترین کارخانه ی تولید ماشین آلات راهسازی است، باید محصولاتش را ارگان های کشوری خریداری کنند واگرنه مردم عادی که برای خانه شان لودر و بیل مکانیکی نمیخرند! اما وقتی دولت به جای خریداری و حمایت، ماشین آلات چینی و اروپایی وارد میکند نتیجه ای جز نابودی این کارخانجات ندارد.

در آخر مسئولان باید نگاهشان را به بسیاری از مسائل عوض کنند، بسیاری از مسائل جای تجارت و بازرگانی نیست جای سرمایه گذاری و هزینه است! زخم جای نشستن و مکیدن نیست جای مداواست!



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، بحران آب، دل نوشته، 
برچسب ها : تغییر دید اقتصادی به دید سرمایه گذاری در مشکلات، بحران آب، مشکلات فرهنگی نظیر کتاب، مسئله خصوصی سازی آموزش و پرورش، مشکلات خصوصی سازی کارخانجات، آبخیزداری به جای سدسازی، احیاء قنوات و ساخت قنات های مدرن به جای پمپ و چاه های عمیق،


جمعه 20 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : شاهین حق پرست
بدانید که آنچه امروز دشمنان علیه جمهوری اسلامی به یک صورت، و علیه امّت اسلامی به یک صورت -منتها ظهور دشمنی‌ها نسبت به جمهوری اسلامی بیشتر است- انجام میدهند، نَفَسهای آخرِ دشمنی دشمن نسبت به جمهوری اسلامی است. هر چه آنها سخت‌تر بگیرند، اراده‌ی ما قوی‌تر خواهد شد؛ هر چه آنها شدّتِ عمل به خرج بدهند، ما قوی‌تر خواهیم شد.
۱۳۹۸/۰۱/۲۶بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن
این تلاشهای دشمن در واقع آخرین نفَسهای دشمنی دشمن است، امروز هم همین را تأکید میکنم و دشمن بالاخره از دشمنی خسته خواهد شد و ملّت ایران به توفیق الهی خسته نخواهد شد.
۱۳۹۸/۰۲/۰۴بیانات در دیدار کارگران




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، استکبار ستیزی، 
برچسب ها : نَفَسهای آخرِ دشمنی دشمن،


چهارشنبه 4 مهر 1397 :: نویسنده : شاهین حق پرست
  یکی [هم] مسئله‌ی اروپا است. بنده قبلاً هم گفته‌ام، الان هم میگویم که ارتباط با اروپا باید ادامه پیدا کند. البتّه اروپا یک شکل نیست، جاهای مختلفش مختلفند، در یک چیزهایی مشترکند، در یک چیزهایی نه، جور دیگرند، روشهای مختلفی دارند. به‌هرحال با مجموعه‌ی اروپا -کشورهای اروپایی، نه جامعه‌ی اروپا- با کشورهای اروپایی بایستی ادامه‌ی ارتباط باشد امّا قطع امید کنید از اینها؛ از اروپا قطع امید بکنید. اروپا جایی نیست که ما بتوانیم برای مسائل گوناگون خودمان از جمله همین مسئله‌ی برجام و مسائل اقتصادی و مانند اینها به آنها امید ببندیم؛ نه، اینها کاری نخواهند کرد؛ قطع امید! . این قطع امید به معنای قطع رابطه نیست، به معنای قطع مذاکره نیست؛ به معنای این است که ما تصمیم خودمان را جور دیگری بگیریم، این است معنایش و نگاه شک‌آلود داشته باشید به وعده‌های آنها؛ به هرچه وعده میدهند، با تردید نگاه کنید.
۱۳۹۷/۰۶/۰۷بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت
ارتباط علمی با کشورهایی که در مسیرِ رشدِ جهشی قرار دارند، [یعنی] کشورهای آسیا. عمدتاً نگاه باید طرف شرق باشد؛ نگاه طرف غرب و اروپا و مانند اینها برای ما جز معطّل کردن، جز دردسر، جز منّت کشیدن و کوچک شدن هیچ اثری ندارد. باید نگاهمان طرف شرق باشد؛ کشورهایی هستند که میتوانند به ما کمک کنند، میتوانیم با چهره‌ی برابر با آنها مواجه بشویم، ما به آنها کمک کنیم، آنها هم به ما کمک کنند، تبادل علمی با آنها داشته باشیم.
۱۳۹۷/۰۷/۲۵بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، استکبار ستیزی، علم، اقتصاد، 
برچسب ها : ارتباط با اروپا، مسائل اقتصادی، قطع امید، نگاه شک‌آلود، مسئله‌ی برجام، ارتباط علمی، باید نگاهمان طرف شرق باشد،


شنبه 25 فروردین 1397 :: نویسنده : شاهین حق پرست
چند وقت پیش چندتا از انشاء هام رو تو وبلاگ گذاشته بودم که استقبال خیلی خوبی ازشون شده بود و با توجه به جنگ نمایشی که امروز صبح غربی ها با خواهش و بودجه سعودی به راه انداختند دیدم جالبه انشاء دیگه ای که با موضوع آزاد سال ۱۳۸۳ اوایل حمله به عراق نوشته بودم رو بگذارم:

انشاء دوم راهنمایی کشورها
موضوع :کشورهای متفاوت
مقدمه :کشورها متفاوت هستند بعضی ظالم و بعضی مظلومند.
متن :ایران کشوری است مستقل و آزاد که مردم این کشور سالها پیش توانستند این کشور را از چنگ شاهان که خودشان از زیردستهای کشوری به نام آمریکا بودند درآورند. کشور آمریکا حال پس از چندین سال وقتی به مخازن نفتی که کم کم درحال تمام شدن است نگاه می کند ،به بهانه های مختلفی مثل آزادی به کشور عراق که کشوری نفت خیز است حمله می کند. و مردم آن را زندانی و می کشد و اموال و نفتهای این کشور را به سرقت می برد و وقتی می بیند که مردم جهان و حتی مردم خود این کشور بر علیه دولت آمریکا متحد شده اند‌ ، می ترسد و ابراز پشیمانی می کند.
نتیجه :بالاخره هرکسی به نتیجه ی اعمالش می رسد.

حمله کشورهای غربی به سوریه





نوع مطلب : مقام معظم رهبری، استکبار ستیزی، اُمّت اسلامی، دفتر انشاء دوم راهنمایی، 
برچسب ها : نتیجه اعمال، جنگ افروزی های آمریکا و غرب، تجارت جنگ، جنگ نفتی، تکرار تاریخ، دفتر انشاء دوم راهنمایی،


بنده باید از یکایک آن کسانی که آمدند و بیش از ۴۱ میلیون رأی را در صندوقها ریختند، از صمیم قلب تشکّر کنم. حقیقتاً کار بزرگی انجام گرفت؛ برای کشور اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی نشانه‌ی اعتماد عمومی مردم شد. [اینکه] اکثریّت هفتاد و چند درصدیِ کشور بیایند به نظام جمهوری اسلامی «آری» بگویند، تأیید کنند، به آن اعتماد کنند، خیلی مهم است. حالا بعضی‌ها متأسّفانه بگوییم از روی کج‌فهمی -یا چه بگوییم، نمیدانم- انکار میکنند؛ میگویند «رأی مردم ربطی به نظام اسلامی و تأیید نظام اسلامی ندارد»! چرا آقاجان؛ حتّی کسانی که ممکن است در دل از نظام اسلامی گله‌مندی هم داشته باشند، امّا وقتی می‌آید در چهارچوب نظام رأی میدهد، معنایش این است که این چهارچوب را قبول میکند و به آن اعتماد میکند و آن را کارآمد میداند که در چهارچوب آن دارد حرکت میکند. این قریب ۴۲ میلیون رأی ملّت، هفتاد و چند درصد، رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی بود. حادثه‌ی بسیار مهمّی بود.
 البتّه در تبلیغات، در مناظرات، حرفهایی زده شد، گاهی بداخلاقی‌هایی شد، برخی از دستگاه‌های گوناگون کشور مورد اتّهام قرار گرفتند؛ اینها کارهای خوبی نبود؛ گذشته، گذشته است؛ بایستی اینها ادامه پیدا نکند. همه توجّه داشته باشند: به آنچه در انتخابات انجام گرفت، با چشم اغماض نگاه کنند؛ تکرار نکنند؛ یعنی ملّت -چه آن گروهی که نامزد آنها رأی آورده است، چه آن گروهی که نامزد آنها رأی نیاورده است- باید از خودشان ظرفیّت نشان بدهند، از خودشان حلم نشان بدهند -حلم یعنی ظرفیّت، جنبه‌دار بودن- بی‌جنبگی نشان ندهند. بعضی هستند که اگر در یک قضیّه‌ای برنده هم بشوند بی‌جنبگی نشان میدهند، بی‌ظرفیّتی نشان میدهند، اگر بازنده هم بشوند همین‌جور؛ نه، بایستی چه در صورتی که انسان موفّق شد و به آن مقصودی که داشت رسید، چه در صورتی که نرسید، از خود ظرفیّت نشان بدهد. خب، خوشبختانه امسال در این انتخابات ظرفیّت نشان دادند، آن کسانی هم که موفّق نشدند ظرفیّت نشان دادند، بر خلاف سال ۸۸ که آن مشکلات را برای کشور به وجود آوردند.

۱۳۹۶/۰۳/۱۴بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، اخلاق، فرهنگ، سیاست داخلی، 
برچسب ها : رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی، اعتبار برای نظام جمهوری اسلامی، ظرفیّت نشان بدهند، حلم نشان بدهند، بی‌جنبگی نشان ندهند،


پنجشنبه 14 مرداد 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
یک تغییر بزرگ در زندگی انسان پیدا شد. کشف کشاورزی و بدست آوردن غذا از زمین تغییر عظیمی بوجود آورد. برای انسان خیلی آسان تر بود که به بوسیله ی کشاورزی غذای خود را از زمین بدست آورد تا اینکه تمام وقت با اضطراب و نگرانی به دنبال شکار حیوانات باشد.     ................................
کشاورزی تغییرات دیگری را هم با خود همراه آورد. خوراکی که به وسیله ی کشاورزی از زمین بدست می آمد بیش از آن بود که یکباره خورده و مصرف شود این مازاد محصول یا محصول اضافی درجایی جمع و انبار می شد. کارهای مختلفی بوجود و طبقات مختلف مردم کارهای مختلفی را که در مزرعه ها و جاهای دیگر پیدا شده بود انجام می دادند. بعضی ها هم کار سازمان دادن و سرپرستی کردن کارها را بر عهده دار شدند.
سازمان دهندگان و سرپرستان تدریجاً قدرت بیشتری یافتند و همانها بودند که بعدها به تدریج به پاتریک ها و حکمرانان و پادشاهان و اشراف مبدل گشتند. آنها که قدرت و نفوذی زیادتر از دیگران بدست آورده بودند مقدار زیادی از محصولات اضافی کشاورزی را متصرف شدند و برای خودشان نگه داشتند. به این ترتیب از دیگران ثروتمندتر شدند در حالی که آنهایی که در مزارع کار می کردند فقط آنقدر از آن سهم می بردند که بتوانند زنده بمانند.
بعدها زمانی فرا رسید که این سازمان دهندگان و سرپرستان که کار دیگری انجام نمی دادند فوق العاده تنبل و بیکار شدند و حتی دیگر لیاقت انجام همان کار سازمان دادن و سرپرستی کردن را هم نداشتند. آنها هیج کاری نمی کردند جز اینکه می کوشیدند و مراقب بودند که از محصول کار کشاورزان و کارگرانی که خوراکی ها و محصولات را تولید می کردند قسمت عمده را برای خودشان بگیرند. آنها کم کم فکر کردند که اصولاً حق طبیعی آنهاست که به این شکل از محصول کار دیگران زندگی کنند، بدون اینکه خودشان هیج کاری انجام دهند.    .........................
در طول تاریخ هرچند گاه یکبار روشهای تازه و سریعتری برای تولید غذا و سایر چیزها کشف شده است. لابد فکر می کنی که وقتی روش های بهتری برای تولید به کار رود محصولات بیشتری فراهم می شود و در دنیا ثروت بیشتری به وجود خواهد آمد و هرکس بهره و نصیب بیشتری خواهد داشت. اگر چنین فکر بکنی تا اندازه ای حق داری اما از جهتی هم اشتباه می کنی.
راست است که روشهای بهتر تولید، ثروت دنیا را زیادتر ساخته است اما آیا چه قسمتی از دنیا را ؟ خوب پیداست که در کشوری مثل کشور ما هنوز فقر و تیره روزی عظیمی وجود دارد اما حتی در کشور غنی و ثروتمندی مثل انگلستان نیز وضع چنین است.
چرا؟ آیا ثروت و دارایی به کجا می رود؟
واقعاً چیز عجیبی است. با وجود اینکه دائماً ثروت بیشتری تولید شده است فقیران همچنان فقیر باقی مانده اند. در بعضی کشورها وضع فقیران کمی بهتر شده و پیشرفت کرده است اما در مقایسه با میزان ثروت تازه ای که در دنیا فراهم می شود این پیشرفت آنها بسیار ناچیز است. به آسانی می توان دید که قسمت عمده ی ثروت و دارایی به کجا می رود. ثروت به دست کسانی می رود که معمولاً سازمان دهنده و کارفرما هستند. و می توانی ببینی که از هر محصولی بدست می آید سهم عمده و اصلی را برای خودشان برمی دارند!
عجیب تر آنکه در اجتماع طبقه ای به وجود آمده است که عقیده دارند خودشان نباید هیچ کاری انجام دهند و در عین حال باید از محصول کار دیگران سهم بیشتری را برداشت کنند! این طبقه خود را خیلی محترم می شمارد و بعضی اشخاص ابله هستند که تصور می کنند کار کردن برای زندگی یک نوع عمل ناپسند و مخالف شئون و احترام آنهاست!
چنین است وضع آشفته ی دنیای ما ....
آیا تعجب آور نیست که دهقانان مزرعه ها و کارگران کارخانه ها فقیر هستند در حالی که آنها خوراک و ثروت دنیا را فراهم می سازند؟..................................
دویست سال پیش یک فرانسوی مشهور به نام «ولتر» درباره ی سیاست مداران و نظایر ایشان گفت: «آنها در سیاست های عالی خود توانسته اند هنری کشف کنند که با آن کسانی را که با زراعت زمین وسیله ی زندگی دیگران را فراهم میکنند از گرسنگی نابود سازند.»

برشی از کتاب نگاهی به تاریخ جهان نوشته ی جواهر لعل نهرو




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، فرهنگ، کشاورزی، اقتصاد، تاریخ، کتاب، 
برچسب ها : کتاب نگاهی به تاریخ جهان، جواهر لعل نهرو، برش کتاب، توصیه کتابخوانی رهبر انقلاب،


جمعه 24 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
یک مسئله هم مسئله‌ی قاچاق است. بنده مکرّر با مسئولین دولتی در دولتهای مختلف راجع به همین مسئله‌ی واردات که صحبت میکنیم، میگویند اگر ما تعرفه‌ها را خیلی بالا ببریم یا جلوی واردات را بگیریم، همین جنس [به‌صورت‌] قاچاق می‌آید. به نظر شما این دلیل درستی است؟ خب، جلوی قاچاق را جدّی باید گرفت. ما تا حالا در مبارزه‌ی با قاچاق خیلی جدّی عمل نکرده‌ایم؛ در مبارزه‌ی با قاچاق جدّی عمل کنید. مراد من از قاچاق، فلان کوله‌بَرِ ضعیفِ بلوچستانی نیست که میرود آن‌طرف یک چیزی را برمیدارد روی کول خودش می‌آورد این‌طرف؛ اینها که چیزی نیست، اینها اهمّیّتی ندارد؛ با آنها مبارزه هم نشود اشکالی ندارد. من قاچاقهای سازمان‌یافته‌ی بزرگ را میگویم؛ ده‌ها کانتینر یا صدها کانتینر اجناس گوناگون قاچاق وارد کشور بشود؟ خب، باید برویم برخورد کنیم با اینها؛ ما دولتیم، ما قدرت داریم، ما میتوانیم؛ به‌طور جدّی با اینها برخورد کنیم. چند مرتبه که برخورد جدّی بشود، یا جلویش گرفته خواهد شد یا لااقل بسیار کاهش خواهد یافت. قاچاق بلای بزرگی است برای کشور؛ قاچاق از واردات دولتی و گمرکی بسیار بدتر است: اوّلاً سلامت جنس معلوم نیست؛ ثانیاً درآمدی از آن عاید دولت نمیشود؛ ثالثاً همان اِشکال واردات را دارد که کساد کردن بازار تولید داخلی است. اینها آسیبهای کوچکی نیست؛ باید با قاچاق به‌طور جدّی مقابله کرد. دستگاه مقابله‌ی با قاچاق را باید خیلی جدّی گرفت؛ قوی‌ترین آدمهایمان را باید بگذاریم برای این کار؛ و میشود؛ عقیده‌ی بنده این است که میشود؛ یا جلویش گرفته خواهد شد یا اگر بکلّی هم جلوگیری نشود، بخش مهمّی‌اش کاهش خواهد یافت. این یک مسئله‌ی بسیار اساسی است.

 یک مسئله‌ی دیگری که خیلی مهم است و من این را هم باز با تعدادی از وزرای ذی‌ربط -چه وزرای کشاورزی، چه وزرای صنعتی و چه بعضی از مسئولین دیگر دولتی- مکرّر در گذشته درمیان گذاشته‌ام، [این است که‌] گاهی اوقات یک جنسی در داخل میتواند تولید بشود، [امّا] بعضی‌ها که از واردات آن جنس سودهای کلانی میبرند می‌آیند جلوی این تولید داخلی را میگیرند؛ اگر شد با رشوه -آقا، این کارخانه را تعطیل کن یا نساز و این پول را بگیر- اگر زیر بار نرفت، با تهدید، با جنایت. من نمیخواهم حالا اسم کالاها را بیاورم؛ کالاهایی را می‌شناسیم که توان داخلی تولید در آنها هست امّا وارد میشود به‌خاطر اینکه یک عدّه‌ای از واردات منتفعند و نمیگذارند در داخل تولید بشود. یک نفر آدم مبتکر می‌آید، سرمایه‌ای هم دارد، فلان جنسی را که بسیار مصرفش در کشور زیاد است میخواهد تولید کند؛ میروند میگویند آقا! این را شما تولید نکن! ده میلیارد یا سی میلیارد بگیر تولید نکن؛ یا آن‌طرف زیر بار میرود و خودش را راحت میکند، یا اگر زیر بار نرفت، به او فشار می‌آورند و انواع و اقسام مشکلات را برایش درست میکنند، موانع قانونی سر راهش سبز میکنند، یا بالاخره در نهایت جنایت میکنند، به او ضربه میزنند و طرف را پشیمان میکنند. اینها چیزهای مهمّی است، اینها چیزهای امنیّتی است، اینها چیزهای ساده‌ای نیست، با این چیزها نمیشود ساده برخورد کرد. قاچاق این‌جوری است؛ سمّ تولید داخلی، قاچاق است.

۱۳۹۵/۰۲/۰۸بیانات در دیدار کارگران




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، اقتصاد، 
برچسب ها : جلوی قاچاق را جدّی باید گرفت!، مسئله‌ی قاچاق، مراد من از قاچاق فلان کوله‌بَرِ ضعیفِ بلوچستانی نیست!، ده‌ها کانتینر یا صدها کانتینر اجناس گوناگون قاچاق وارد کشور بشود؟، می‌آیند جلوی این تولید داخلی را میگیرند!، اینها چیزهای امنیّتی است!، سمّ تولید داخلی قاچاق است!،


جمعه 24 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
اصل باید این باشد که تولید داخلی ترویج بشود. من اطّلاع پیدا کردم که در تهران -حالا شاید در شهرستان‌ها هم هست- بعضی از فروشگاه‌ها مقیّد شده‌اند که جز تولید داخلی را نفروشند؛ تابلو هم زده‌اند؛ عکسش را گرفتند برای من آوردند و من دیدم. تابلو زده‌اند، تابلوی بزرگ، که در این فروشگاه فقط تولید داخلی فروش میرود. بارک‌الله! آفرین بر این انسان باغیرت، بر این انسان مصلح! هرچه در این فروشگاه هست، تولید داخلی است. نقطه‌ی مقابلش، فروشگاه‌هایی هستند که وقتی انسان وارد میشود، هرچه چشم میگرداند، تولید خارجی است. متأسّفانه بعضی از این فروشگاه‌ها که فروشگاه‌های بزرگ هم هستند، مربوط به خود دستگاه‌های حکومتی‌اند! چرا این کار را میکنند؟ این کار باید زشت شمرده بشود. شما میخواهی کارگر داخلی را بیکار کنی، کارگر بیگانه را بهره‌مند و برخوردار کنی برای پُز دادن! جنسهای دارای نشان خارجی را [می‌آورند]، یک عدّه پولدار هم -پولدارهای نوکیسه‌ی تازه‌به‌دوران‌رسیده که متأسّفانه در کشور کم نداریم- دنبال نشانهای خارجی‌اند؛ به قول خودشان برندهای خارجی. بنده از این کلمه‌ی «برند» هم خیلی بدم می‌آید. فروش کالای خارجی و مصرف کالای خارجی باید در جامعه به‌عنوان یک ضدّ ارزش شناخته بشود، مگر آنجایی که مشابه داخلی‌اش نیست...............

خود من سالهاست شاهد نمونه ای از فروش اجناس خارجی در فروشگاه تعاونی دانشگاه هستم حتی کالاهایی که نمونه های ایرانی آن موجود و حتی با کیفیت تر و معروف تر هستند ، نمونه هایی با اسامی عجیب و غریب و نادر از کشورهای مختلف مشاهده شده مثلاً ی بار ی مسواک خیلی معمولی دیدم که فکر کردم ازین مسواکای هزارتومنیه ولی وقتی به قیمت دقت کردم دیدم ی صفر بیشتر داره!!! و وقتی جزییاتش رو خوندم فهمیدم ساخت آمریکاست!!!!!!!!!!!
یا در چند فروشگاه موجود در راه آهن تهران سالهاست که محصولات مصرفی با برندهای عجیب و غریب خارجی فروخته میشود!

از کالاهای وارداتی، همین‌طور که عرض کردیم، به‌طور معقول جلوگیری بشود. من طرف‌دار افراط در این قضایا نیستم؛ طرف‌دار حکمت و تدبیر در این قضایا هستم. نمیگویم دروازه‌ها را [ببندید]؛ نه، مراقبت کنید؛ ببینید چه چیزی باید وارد بشود، وارد کنید و چه چیزی نباید وارد بشود، وارد نکنید. من نمیدانم این قضیّه‌ی واردات خودروهای آمریکایی چیست که حالا سر زبانها افتاده و بعضی‌ها میگویند. خودروهای آمریکایی را خود آمریکایی‌ها مصرف نمیکردند؛ این در مطبوعات آمریکایی‌ها منعکس شد و ما دیدیم؛ میگفتند مصرفش زیاد است، سنگین است. مثلاً فرض کنید ما، از [محصول‌] فلان کارخانه‌ی خودروسازیِ رو به ورشکستگیِ آمریکا استفاده کنیم؛ آن‌هم آمریکا! (
شعار حاضرین: مرگ بر آمریکا) جلوی اینها بایستی به‌طور جدّی ایستاد. چه کسی بِایستد؟ خود مسئولین، خود وزرای محترم. من میدانم که افرادی هستند، از پشت فشار می‌آورند -منفعت دارند، سود دارند، [لذا] فشار می‌آورند- جلوی این فشارها بِایستند، قبول نکنند. من نمیدانم اینکه میگویند واردات لوازم آرایشی در کشور چند میلیارد دلار است، راست است یا نه؟ من تحقیق نکرده‌ام، شما هم گمان نمیکنم خیلی تحقیق کرده باشید؛ اگر راست باشد بد است. [واردات‌] لوازم آرایشی، چند میلیارد [دلار]! آن‌هم در کشور ما که حالا این‌همه موانع و اشکالات برایش درست میکنند؛ برای اینکه فرض کنید فلان خانواده‌ی پول‌دارِ نوکیسه‌ی تازه‌به‌دنیارسیده دلشان میخواهد این را داشته باشند. شنیده‌ام بعضی‌هایش هم ناسالم است. [در مقابل] اینها بِایستند، مقاومت کنند و نگذارند.

۱۳۹۵/۰۲/۰۸بیانات در دیدار کارگران




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، استکبار ستیزی، فرهنگ، اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : واردات کالاهای خارجی، ترویج تولید داخلی، فروش و مصرف کالای خارجی باید در جامعه ضدّ ارزش شناخته بشود، واردات خودروهای آمریکایی!، خودروهای آمریکایی را خود آمریکایی‌ها مصرف نمیکردند!، چند میلیارد دلار واردات‌ لوازم آرایشی!،


پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
علیه حزب‌الله در لبنان چقدر اینها فعّالیّت تبلیغی و عملی کردند، تهدید کردند، تهدیدها را به عمل آوردند. درعین‌حال حزب‌الله پیکره‌ی رشید خود را در دنیای اسلام دارد نشان میدهد. حالا گیرم که فلان دولت وابسته‌ی فاسدِ تو خالی پوک، در فلان بیانیّه، با پول و دلار نفتی، حزب‌الله را مثلاً محکوم بکند. خب به درک! چه اهمّیّت دارد. حزب‌الله آنجا مثل خورشیدی دارد میدرخشد. حزب‌الله مایه‌ی افتخار دنیای اسلام است. جوانهای حزب‌الله و گروه حزب‌الله در لبنان مایه‌ی افتخار دنیای اسلامند. اینها کاری کردند که ارتشهای سه کشور عربی در دو سه جنگ نتوانستند انجام بدهند؛ اینها اسرائیل را شکست دادند. قبل از شکستی که اینها به اسرائیل وارد کنند، حدّاقل در دو جنگ -در جنگ اوّل همه‌ی کشورها شریک نبودند امّا در دو جنگ، مصر و اردن و سوریه ارتشهایشان را آوردند در مقابل اسرائیل و شکست خوردند- ارتشهای سه کشور، آن هم کشوری مثل مصر که ارتش قوی‌ای هم داشت یا مثل سوریه که ارتش قوی‌ای داشت، و کشور اردن، در مقابل رژیم صهیونیستی صف‌آرایی کردند و در جنگ نظامی شکست خوردند. همین رژیم صهیونیستی را بعد از آنکه قوی‌تر هم شده بود، حزب‌الله در ظرف ۳۳ روز شکست داد. این چیز کوچکی است؟ این چیز کمی است؟ غلط است که ما بگوییم اینها مایه‌ی افتخار دنیای اسلامند؟ حالا یک ورق‌پاره‌ای هم یک جا اینها را محکوم بکند، خب کرده باشد، چه اهمّیّتی دارد؟

۱۳۹۵/۰۲/۰۱بیانات رهبر انقلاب در دیدار اعضای انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، اُمّت اسلامی، تاریخ، 
برچسب ها : درخشش حزب‌الله مثل خورشید، نشان دادن پیکره‌ی رشید حزب‌الله در دنیای اسلام، به درک که فلان دولت وابسته‌ی فاسدِ توخالی پوک حزب‌الله را محکوم کند!، حزب‌الله مایه‌ی افتخار دنیای اسلام، مقایسه جنگ اعراب با اسرائیل و جنگ 33روزه،


جمعه 27 فروردین 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
این که بنده گاهی اوقات اعتراض میکنم به بعضی از مدّاحی‌ها که مثلاً فرض کنید در عزاداری دهه‌ی محرّم وقتی انسان نگاه میکند -که گاهی می‌آورند عکسهایش را؛ حالا هم که دیگر این وسایل زیاد شده؛ البتّه بنده ندارم امّا گاهی می‌آورند به من نشان میدهند این عکسها و مانند اینها را- میبیند مثلاً در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین؛ خب، این چه فایده‌ای دارد؟ این چه تأثیری دارد؟ کجای این عزاداری است؟ اینکه من اعتراض میکنم، از هیجان جوانها بنده ناراحت نیستم؛ خب جوان اهل هیجان است، جوان منبع انرژی است و دائماً دلش میخواهد انرژی خودش را تخلیه کند؛ من از این باب [میگویم] که این وظیفه‌های بزرگ زمین نماند. وقتی‌که در یک جماعتی ده هزار جوان یا پنج هزار جوان جمع شدند و دلشان را دادند به شما، شما میتوانید با یک اجرای عالی، هنرمندانه و پُرمغز، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمدی که با عزم جزم بروند دنبال کار، میتوانید هم تبدیل کنید به آدمهای بی‌خیال، بی‌فکر، ناامید و از لحاظ معنوی تهیدست؛ این کار را هم میشود کرد. شما از این فرصت استفاده کنید و آن شقّ اوّل را انتخاب کنید. حرف من این است.
مدّاحی ضمن اینکه مدح بهترین خلایق عالم است -موضوعش مدح بهترین خلایق عالم است که اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) باشند لذا شأن و رفعت والایی دارد؛ مدّاحی به‌طور طبیعی این است- امّا شما نگاه کنید ببینید مثلاً شاعری مثل دعبل خزاعی در قصیده‌ی «مدارس آیات» چه دارد میگوید؛ قصیده‌ی «مدارس آیات» آن قصیده‌ای [است] که حضرت [رضا (سلام‌الله‌علیه)] تشویق کردند و به او کسوه دادند و صله دادند. این قصیده‌ای است که اصلاً بساط بنی‌عبّاس را، فلسفه‌ی وجودی بنی‌عبّاس را زیر سؤال میبرد و آنها را محکوم میکند؛ یعنی سیاسی محض است؛ فقط این نیست که یک روضه‌خوانی محض و مرثیه‌خوانی محض باشد؛ نه، مرثیه‌خوانی لازم است امّا همان کاری که در کنار مرثیه‌خوانی انجام میگرفته، مورد توجّه ائمّه (علیهم‌السّلام) است. قصیده‌ی دعبل، قصیده‌ی کُمیت، قصائد گوناگون که شعرای آن‌وقت میگفتند، دیگران هم میخواندند و انشاد میکردند یعنی مثل شما که با صدا میخوانید، چه خود شاعر، چه دیگری، می‌آمدند و آنها را با صدا برای مردم میخواندند؛ وسایل تبلیغات جمعی عبارت بود از همینها؛ امروز شما از همینها میتوانید استفاده کنید؛ از وسایل تبلیغات جمعی بهره‌مند بشوید و مردم را هدایت کنید؛ این به نظر من کار بسیار اساسی‌ای است.


۱۳۹۵/۰۱/۱۱بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام



نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، مقام معظم رهبری، انحرافات در مراسم عزاداری اهل البیت (علیهم السلام)، 
برچسب ها : در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین!، کجای این عزاداری است؟، استفاده از فرصت مدّاحی‌، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمد با عزم جزم، مدّاحی مدح بهترین خلایق عالم است، سیاسی محض است!، از وسایل تبلیغات جمعی بهره‌مند بشوید،




( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن طراحی سایت ارزان
شمارنده