اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
رفتار دکتر با مادرشان فوق العاده بود. معمولاً سر کلاس به تلفن همراهشان جواب نمی داد؛ فقط اگر مادرشان تماس می گرفت جواب می داد و خیلی راحت با او ترکی صحبت می کرد. تقریبا دو سال مادرشان مریض بود. وقتی قرار بود ایشان را به بیمارستان ببرد، دیگر جایی برای کار دیگری باقی نمی ماند. یک روز قرار بود همراه دکتر و چند نفر دیگر با فرد مهمی ملاقات کنیم که کار مادرشان پیش آمد. قبل از موعد ملاقات تماس گرفت و عذرخواهی کرد.
(شاگرد شهید) ص34

بریده ای از کتاب شهید علم (شهید دانشمند دکتر مجید شهریاری در آئینه خاطرات)
کتاب شهید علم





نوع مطلب : دفاع مقدس و شهادت، اخلاق، علم، کتاب، 
برچسب ها : کتاب شهید علم، شهید دانشمند دکتر مجید شهریاری، احترام به مادر،


مدت‌ها شاگردش بودم. از نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام ) بود و به حسنی شهره بود. عبدالعظیم به ری وارد، و در خانه ی یکی از شیعیان ساکن شده بود. صاحب خانه اش می گفت:
وی پیوسته عبادت می کرد.روزها روزه، و شب ها به عبادت شبانگاهی اش مشغول بود. قبری نزدیک خانه ی ما بود که عبدالعظیم بسیار به زیارت آن قبر می رفت و می گفت که این، قبر یکی از فرزندان امام کاظم (علیه السلام ) است.
عبدالعظیم با امام هشتم نیز رفت و آمد می کرد. امام هشتم نیز به خوبی از جایگاه او در میان شیعه آگاه بود و برخی از پیغام‌ها را از طریق او می رساند. یک بار که او نزد امام رضا (علیه السلام )رفته بود، امام به او گفته بود :
ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را در خود راه ندهند، و ایشان را به راست گویی و امانت داری سفارش کن. به آنان سفارش کن که خاموشی گزینند و بحث و جدل های بیهوده را رها کنند‌، به یکدیگر روی آورند و به دیدن هم بروند؛ زیرا این امر، باعث نزدیک شدن به من می شود، خود را سرگرم نزاع با یکدیگر نکنند؛ زیرا من به جان خودم سوگند یاد کرده ام که هرکس دوستی از دوستان مرا خشمگین کند، از خدا بخواهم که در دنیا، سخت ترین عذاب را به او بچشاند و در آخرت، از زیانکاران باشد.
به آنان بگو که خداوند، نیکوکارتان را آمرزیده و از بدکارتان گذشته است ؛ مگر کسی که به او شرک ورزد یا دوستی از دوستان مرا آزار دهد و یا قصد بدی به او داشته باشد ؛ زیرا در این صورت، خداوند او را نمی بخشد تا زمانی که از این کارها یا از این بداندیشی دست بردارد و اگر دست برنداشت، روح ایمان از دلش می رود و از

ولایت

و دوستی من خارج می شود و نصیبی از ولایت ما ندارد. پناه می برم به خدا از این امر.
رجال نجاشی ص ۲۴۷ش ۶۵۳؛ الاختصاص ص ۲۴۷.

بریده ای از کتاب «امام رضا (علیه السلام) و زندگی» تألیف مهدی غلامعلی
کتاب امام رضا علیه السلام و زندگی




نوع مطلب : امام رضا (علیه السلام)، اخلاق، کتاب، 
برچسب ها : کتاب امام رضا (علیه السلام) و زندگی، مهدی غلامعلی، عبدالعظیم حسنی،


جمعه 30 تیر 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
اگر سه دانشجو داشت که دو تایشان فکلی بودند و یکی ریش داشت، جلوی پای هر سه بلند می شد. برایش فرقی نمی کرد که فکلی است یا چادری. هر کس به دفترش می آمد، جلوی پایش بلند می شد. جواب سوالات و مشکلات همه را می داد. اگر به این می گفت دخترم؛ به آن هم می گفت دخترم. اذان که می گفتند، نمی گفت بروید نماز؛ همان جا آستین هایش را بالا می زد. همین بچه فکلی را سال بعد در نمازخانه دیدم. نماز اول وقت و قرآن بعد از نمازش به راه بود.
(همسر شهید) ص ۳۰


رفتار دکتر به گونه ای بود که آدم را به مسایلی راغب می کرد. خیلی از دختران دانشجو که هنگام ورود به دانشگاه با مانتو بودند، بعد از یکی دو سال که با ایشان یا دکتر عباسی آشنا می شدند، داوطلبانه چادری شدند.
(شاگرد شهید) ص ۳۳


بریده ای از کتاب شهید علم (شهید دانشمند دکتر مجید شهریاری در آئینه خاطرات)
کتاب شهید علم




نوع مطلب : دفاع مقدس و شهادت، اخلاق، علم، کتاب، 
برچسب ها : کتاب شهید علم، رفتار کلاسی، شهید دانشمند دکتر مجید شهریاری، نماز، حجاب،


یکشنبه 11 تیر 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
لولئی (دلقکی) با پسر خود ماجرا می کرد که:
تو هیچ کاری نمی کنی و عمر در بطالت به سر می بری چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز و سنگ ز چنبر جهانیدن (سنگ از حلقه عبور دادن) و رسن بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی!
اگر از من نشنوی به خدای تورا در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در خواری و سختی و بی چیزی بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.

کلیات عبید زاکانی ص ۲۱۹




نوع مطلب : فرهنگ، علم، کتاب، شعر و ادب، 
برچسب ها : کلیات عبید زاکانی، ارزش علم،


بنده باید از یکایک آن کسانی که آمدند و بیش از ۴۱ میلیون رأی را در صندوقها ریختند، از صمیم قلب تشکّر کنم. حقیقتاً کار بزرگی انجام گرفت؛ برای کشور اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی نشانه‌ی اعتماد عمومی مردم شد. [اینکه] اکثریّت هفتاد و چند درصدیِ کشور بیایند به نظام جمهوری اسلامی «آری» بگویند، تأیید کنند، به آن اعتماد کنند، خیلی مهم است. حالا بعضی‌ها متأسّفانه بگوییم از روی کج‌فهمی -یا چه بگوییم، نمیدانم- انکار میکنند؛ میگویند «رأی مردم ربطی به نظام اسلامی و تأیید نظام اسلامی ندارد»! چرا آقاجان؛ حتّی کسانی که ممکن است در دل از نظام اسلامی گله‌مندی هم داشته باشند، امّا وقتی می‌آید در چهارچوب نظام رأی میدهد، معنایش این است که این چهارچوب را قبول میکند و به آن اعتماد میکند و آن را کارآمد میداند که در چهارچوب آن دارد حرکت میکند. این قریب ۴۲ میلیون رأی ملّت، هفتاد و چند درصد، رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی بود. حادثه‌ی بسیار مهمّی بود.
 البتّه در تبلیغات، در مناظرات، حرفهایی زده شد، گاهی بداخلاقی‌هایی شد، برخی از دستگاه‌های گوناگون کشور مورد اتّهام قرار گرفتند؛ اینها کارهای خوبی نبود؛ گذشته، گذشته است؛ بایستی اینها ادامه پیدا نکند. همه توجّه داشته باشند: به آنچه در انتخابات انجام گرفت، با چشم اغماض نگاه کنند؛ تکرار نکنند؛ یعنی ملّت -چه آن گروهی که نامزد آنها رأی آورده است، چه آن گروهی که نامزد آنها رأی نیاورده است- باید از خودشان ظرفیّت نشان بدهند، از خودشان حلم نشان بدهند -حلم یعنی ظرفیّت، جنبه‌دار بودن- بی‌جنبگی نشان ندهند. بعضی هستند که اگر در یک قضیّه‌ای برنده هم بشوند بی‌جنبگی نشان میدهند، بی‌ظرفیّتی نشان میدهند، اگر بازنده هم بشوند همین‌جور؛ نه، بایستی چه در صورتی که انسان موفّق شد و به آن مقصودی که داشت رسید، چه در صورتی که نرسید، از خود ظرفیّت نشان بدهد. خب، خوشبختانه امسال در این انتخابات ظرفیّت نشان دادند، آن کسانی هم که موفّق نشدند ظرفیّت نشان دادند، بر خلاف سال ۸۸ که آن مشکلات را برای کشور به وجود آوردند.

۱۳۹۶/۰۳/۱۴بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)



نوع مطلب : مقام معظم رهبری، اخلاق، فرهنگ، سیاست داخلی، 
برچسب ها : رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی، اعتبار برای نظام جمهوری اسلامی، ظرفیّت نشان بدهند، حلم نشان بدهند، بی‌جنبگی نشان ندهند،


یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست

وقت آن است به ما باده ی نابی برسد                 جام در دست گرفتیم شرابی برسد

لن ترانی و ترانی چه تفاوت دارد                     هدف آن است فقط از تو جوابی برسد

گنج ها هست نهان در دل هر ویرانه      پس چه خوب است به ما حال خرابی برسد

عاشق آن است که بر دیده ی منت بنهد             اگر از جانب معشوق خطابی برسد

من به بخشندگی و مهر تو ایمان دارم            چه خیالی است اگر روز حسابی برسد

گر قرار است گنهکار بخوانید مرا                   روز محشر به من ای کاش نقابی برسد

همه امید من این است که در روز جزا                زود از حضرت صدیقه خطابی برسد

عاشقانِ پسرم را سوی دوزخ مبرید                            نگذارید بر این قوم عذابی برسد

تا که آید به میان نام حسین بن علی                   برگه ی بخشش ما با چه شتابی برسد


شعر شب پنجم ماه رمضان سال 96 حاج منصور ارضی در مسجد ارک

دانلود مناجات با حجم 3.05Mb





نوع مطلب : حضرت فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)، امام حسین (علیه السلام)، حاج منصور ارضی، شعر و ادب، مناجات با الله (جلّ جلاله)، 
برچسب ها : شب پنجم ماه رمضان سال 96، حاج منصور ارضی، مسجد ارک، مناجات،


جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                       آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی                                   باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد                   هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست      آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق                             اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود                      تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار      صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب              بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم                                        ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور                         اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان                 خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود                              شاهان کم التفات به حال گدا کنند





نوع مطلب : فرهنگ، شعر و ادب، 
برچسب ها :


دوشنبه 14 فروردین 1396 :: نویسنده : شاهین حق پرست
چند وقتیه که مسئله‌ ای در صداوسیما داره آزارم میده و تصمیم گرفتم اینجا بیانش کنم صداسیما جدیداً و بخصوص در نوروز امسال خیلی گفتگو محور شده‌ و خیلی مهمون دعوت میکنه این موضوع اشکالی نداره و اتفاقا باعث جذابتر شدن برنامه‌ ها شده‌ اما مشکل اینجاست که خیلی وقتا بعضی از این مهمونا آدمهای متخصص و موفق و شاخصی نیستن و صرفاً به خاطر معروفیتشون دعوت میشن و خیلی وقتا هم سوالاتی ازشون پرسیده میشه یا در موضوعاتی صحبت میکنن که هیچ فایده‌ای برای بیننده نداره بلکه ممکنه حتی مضر هم باشه!

برای مثال مسائل زندگی شخصی هنرمندا از جمله بازیگران و خواننده ها چه فایده‌ای برای بیننده ها داره؟!
درسته که بررسی مسائل هنری کشور خیلی خوب و مهمه و داشتن هنری در سطح عالی برای کشور و جامعه لازم و ضروریه اما چرا بجای بررسی مفید اوضاع هنری کشور با دعوت از هنرمندان متخصص و کاربلد باید به ازدواج و طلاق و سن بازیگران معمولی و حتی سطح پایین پرداخته بشه و یا شاهد حرکات و سخنان سیاسی خوانندگان و هنرمندان بدون تخصص و حتی شعور سیاسی باشیم!!!  (البته این مورد خیلی ربطی به صداسیما نداره)
میشه بجای این برنامه های زرد و سبک و صرفاً جذاب از مهمون های شاخص و متخصص و موفق در هر صنف دعوت کرد و راجع به کاروحرفه و تخصصشون باهاشون صحبت کرد به نظرم تو هر صنفی ی چند نفر هستن که بین همه خیلی مشخص و کاردرستن برای مثال کسی که تقریباً از صفر شروع کرده و الان صاحب یک تشکیلات منسجم و منظمه و برای افراد زیادی کارآفرینی کرده، باید صحبت های خیلی
جذاب و شنیدنی و ایده های خیلی مفیدی برای مردم داشته باشه!

و درنتیجه میشه گفت: {صرفاً معروف بودن افراد دلیل بر مفید و صحیح بودن حرفاشون نیست!}





نوع مطلب : فرهنگ، اقتصاد، دل نوشته، 
برچسب ها : نقدی بر صداسیما، دعوت از مهمانان مفید، پرهیز از سخن غیرتخصصی افراد معروف، دعوت از کارآفرینان شاخص، دعوت از کاربلدها در هر صنف، زرد و پرحاشیه شدن صداسیما،


جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : شاهین حق پرست
همه ساله در جشن (یا جنگ) چهارشنبه آخر سال افراد زیادی کشته و زخمی میشن و خیلی ها پیام میدن و از مردم میخوان این جنگ بی هدف رو تموم کنن مخصوصاً امسال بعد از فاجعه ی پلاسکو خیلی ها گفتن دیگه بی خیال آتیش بازی (یا انفجار بازی) بشید و بذارید از امسال آتشنشان ها کمی استراحت کنن اما احتمالاً این قضیه به این سادگی جمع نمیشه چون تجربه نشون داده وقتی مردم رو از کاری منع می کنیم میرن سراغ کاری دیگه که چه بسا از قبلی خیلی بدتره مثلا همین چهارشنبه سوری من شنیدم که قبلا به صورت یک مراسم ساده و سنتی برگزار میشده و چندتا آتیش کوچیک درست میکردن و از روش می پریدن اما جلوش رو گرفتن و این حالت جنگی آخر سال شهر نتیجه اش شد و در اسلام و قرآن هم اول امر به معروف آمده بعد نهی از منکر یعنی شما اول باید راه و روشی درست رو به مردم معرفی کنی بعد اونا رو از کار غلط و نادرست منع کنی درنتیجه من با خودم فکر کردم که اگه بخواهیم مردم رو از ترقه بازی و آتیش بازی منع کنیم چه چیز رو باید جایگزینش کنیم و این ایده به ذهنم رسید که میتونیم از نور استفاده کنیم مثل نورپردازی ساختمان ها و اماکن (شبیه این فیلم ها)
[http://www.aparat.com/v/L6md0]

تصور کنید شهر به جای صداهای وحشتناک پر بشه از نورها و نورپردازی های زیبا و جذاب و تماشایی!
[http://www.aparat.com/v/93wfs]





نوع مطلب : فرهنگ، دل نوشته، 
برچسب ها : چهارشنبه سوری،




( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن طراحی سایت ارزان
شمارنده