اشکِ مَشک (کشکول ولایت نامه)
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
اوضاع شبه جنگی دیشب تهران (البته بنده چندساله چهارشنبه سوری تهران نیستم و مثل اینکه امسال اوضاع خیلی بهتر بوده) منو به فکر انداخت که  فلسفه ی چهارشنبه سوری و اساساً دلیل تقدس آتش در آیین زرتشت و ایران باستان  چیه؟ و از طرفی اسلام چه نگاهی به اون داره بنابر این یه جستجو و تحقیق کوتاه داخل اینترنت انجام دادم اگه حوصله داشتید بد نیست بخونید:


دیدگاه آیین زرتشت و ایران باستان :

ویکی پدیا (آتش) :
آتش یکی از عناصر چهارگانه‌ی مقدس در ایران باستان و در آیین مزدیسنی محسوب می‌شود که با آیین و مراسم خاصی در آتشکده‌ها از آن نگهداری می‌شده است. بنا بر روایاتی(شاهنامه و سایر منابع) هوشنگ از پادشاهان پیشدادی روزی در کوهستان ناگهان چشمش به ماری سیاه افتاد و پاره سنگی به سمت او پرتاب کرد. از برخورد آن با سنگی دیگر جرقه برجهید و آتش برافروخته شد. هوشنگ به همراهانش گفت که این جرقه فروغی ایزدی است و باید از آن پرستاری کرد. در فرهنگ ایران باستان آتش مردمان پاک را نمی‌سوزاند و داوری با آتش (ور) برای سنجش راست از دروغ از همین باور سرچشمه می گیرد. چنانکه در داستان سیاوش برای آزمون پاکی٬ او می‌بایست از آتش می‌گذشت. هرودوت می‌نویسد که: ایرانیان به آتش به چشم یک ایزد می‌نگرند و هرگز آن را آلوده نمی‌کنند. حضور آتشدان در سنگ‌‌نگاره‌های آرامگاه داریوش و در نگاره‌های تخت جمشید و بر روی سکه‌ها نشان‌دهنده‌ی نقش این عنصر در ایران باستان است.

ایرانیان به چهار آخشیج(عنصر) آب، باد، خاک و آتش توجه بسیار داشتند و آنها را می‌ستودند. در این میان آتش بیش از سه دیگر این آخشیجها در میان ایرانیان جای داشت، از اینرو دیگر ملتها گمان برده‌اند که خدای اینان آتش است. فردوسی در شاهنامه دربارهٔ باورمندی ایرانیان باستان به آتش چنین می‌گوید:

نیا را همی بود آیین و کیش
پرستیدن ایزدی بود بیش
نگویی که آتش پرستان بُدند
پرستندهٔ پاک یزدان بُدند
بدان گَه بُدی آتش خوبرنگ
چو مر تازیان راست محراب سنگ


سایت تاریخ ما :
آتش (زردشتی) Fire (Zoroastrian) XXXVI] (آذر؛ قدیمی‌تر، آتَر) یکی از هفت آفریده‌ی اهورا مزدا، که اَمشاسپند درستکاری از آن نگهداری می‌کند. آتش در همه‌ی شکل‌هایش، از خورشید گرفته تا آتش خانگی، مقدس است. گمان می‌رود که گرمای حیات‌بخش عنصر آتش همه‌ی آفریده- ‌های دیگر را آکنده است. این عنصر از جایگاه آیینی منحصر به ‌فردی در آیین زردشتی برخوردار است که بخش اعظم آن ناشی از نقشی است که در سنّت هند و ایرانی (ï هندواروپاییان) به‌منزله‌ی دریافت‌‌- ‌کننده‌‌ی قربانی و انتقال‌دهنده‌ی آن به خدایان دارد (ﻗﺴ آگنی در هندوییسم). مخاطَبِ نیایش‌ها خودِ آتش بود [۱۸: ۱۳۴-۸۷]. در دوران باستان مراسم قربانی برای آتش خانگی برگزار می‌شد اما در دوران هخامنشیان (قرن چهارم ق­م) ساختن آتشکده و عبادت در آن‌ها رواج یافت .[۱۰: ۶۰-۵, ۸۵-۹۰] آن­چه در کانون نیایش قرار دارد آتش است نه آتشکده. آتش‌ها را می‌شد از آتشکده‌‌یی به آتشکده‌ی دیگر برد، اما نمی‌بایست خاموش کرد.
در آیین جدید زردشتی، به‌ویژه در میان پارسیان، آتشکده­ها بیش از پیش اهمیت یافته‌اند زیرا که مکان‌های پاکی برای نگهداری از آتش‌های مقدس فراهم می‌کنند. آتش‌های آیینی برای نیایش­های خصوصی تقدس می­یابند و در نیایش‌- ‌های بالاتر نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند اما در عبادت دسته‌جمعی (یسنا) نمی‌توان از آن‌ها استفاده کرد[۳۰: ۵۵-۶۴] . آتشکده­ها در اصل تشکیل شده‌اند از حریم مقدسی برای آتش، یک نیایشگاه، و اتاق جداگانه­یی ( اوُرویسگاهurvisgah یا یَزِشنگاهyazishngah) برای نیایش‌های بالا‌تر. هیچ سبک معماری خاصی برای این بناها وجود ندارد. والاترین مرتبه‌ی آتش، آتش بهرام (ï ایزدان) است که برقرار کردن آن به‌ علت دشواری و پیچیدگیش یک سال وقت می‌گیرد [۴۷: IX]. پس از آن‌که آتش مستقر شد، آن را بر تخت می‌نشانند و با شأنی شاهانه به آن خدمت می­کنند. از این‌گونه آتشکده­ها دو تا در ایران و هشت ‌تا در هند وجود دارند. در مرتبه‌ی بعد آتش آذران قرار دارد که در آتشکده­های «معمولی» به‌کار برده می‌شود؛ از این نوع معبدها گاه با نام فارسی دارِمهر (صحن میترا) و در هند با اصطلاح گجراتی آگیاریagiary، به ‌معنی آتشکده، یاد می‌شود. پایین‌ترین مرتبه‌ی آتش، یعنی دادگاه، را می‌توان در خانه افروخت اما اگر در آتشکده افروخته شود در آن صورت، مانند آتش‌های دیگر، باید با آیین به آن پرداخت. تفاوت‌های میان مراتب آتش‌های آیینی از راه آدابِ تقدیس تعیین می‌شوند. زردشتیان عقیده دارند که با نیایش آتش، که پسر یا نماینده‌ی خدا انگاشته می‌شود، در پیشگاه خدا ایستاده‌اند. در تمامی آداب زردشتیان همواره یک آتش حضور دارد. نیایش‌های روزمره‌ی‌ زردشتیان در آتشکده در اصل مشتمل‌اند بر «زیارت» فردی در حالتی از اخلاص و پس از دعای کُستی (ï نوجوت). در نمازخانه، نیایشگران به آتش ادای احترام می‌کنند، نماز می‌خوانند، و در برابر آتشی به تعمق می‌پردازند که در اَفَرگَنیوُafarganyu (ظرف‌های سفالین یا فلزی، که گاه تاحدی از سرِ بی‌دقتی «محراب‌های آتش» خوانده می‌شوند) می‌سوزد. آتش را هیربد با چوب صندل پنج ‌بار در روز در مراسم «بوی» ــ در هر یک از پنج گاه (تقسیمات آیینیِ روز) ــ «روشن نگه می‌دارند». چوب صندلِ سوزان  و کُندر ( لُبان) بوی دل‌انگیزی به نگاره­های imagery بصری نیرومند و تجربه‌ی شدید شخص از نیایش در آن آتشکده می‌افزایند. بهدین نمی‌تواند در آتشکده از آتش مراقبت کند، اما از لحاظ نظری می­تواند این کار را در خانه انجام ‌دهد. مقتضیاتِ قوانینِ پاکی موجب می‌شوند که نگاه داشتنِ آتش روشن در خانه برای زردشتیان عملاً امکان‌ناپذیر شود؛ در عوض، عدّه‌ی زیادی از آنان دیووdivo می­سوزانند که پیه­سوز شیشه‌یی حاوی روغن و فتیله است که شعله‌ی کوچکی دارد. [۲۰:II; 29:pt III,44-53;46:60-5,93-101;61]

منبع: کتاب فرهنگ ادیان جهان


سایت ویکی پدیا (جشن های آتش) :

جشن‌های آتش یک رشته از جشن‌های آریایی از اقوام هندوایرانی و هند و اروپایی است و منظور از جشن‌های آتش جشن‌هایی است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادمانی آغاز و اعلام می‌شد. میان رومیان و یونانیان و بعضی از ملل دیگر اروپایی نظایرش با جشن‌های آتش ایرانی هنوز باقی است.

نلسون در کتابی که از جشن‌های یونانیان باستان نوشته، شرحی از مراسم و آداب این جشن‌ها را یاد کرده‌است که در جشن آتش پایکوبی می‌کردند و باده می‌نوشیدند و قربانی کرده و در آتش می‌افکندند. توماس هاید نیز در کتاب تحقیق دربارهٔ دین‌های ایرانی، دربارهٔ جشن‌های آتش و همانندی آن با جشن‌های آتشی که در اروپا شایع بوده، تحقیقاتی کرده و جشن سده را با جشن شب دوازدهم در انگلستان مقایسه کرده است. در این جشن مردم در بلندی کوه‌ها و بام‌ها آتش افروخته و پایان شدت سرما و نزدیکی بهار را جشن می‌گرفتند و جشن همراه با شادی و پایکوبی فراوان بود. این جشن نمونه جشن‌های آتش همراه با آداب و رسومی بود که در مقایسهٔ اقوال کسانی چون ابوریحان بیرونی و زکریای قزوینی و خلف تبریزی را به یاد می‌آورد که بعضی حیوانات را از ددان و زهر داران در آتش می‌سوزاندند.

در غالب این جشن‌های آتش که در میان اقوام و ملل اروپا شایع بود تصاویری از دیوان و عناصر شر و فساد را نقاشی یا تندیس کرده و در آتش می‌افکندند بدین کنایت و تمثیل که نیروی اهریمنی و شیطانی بکاهد و نابود شود. در یونان باستان قربانی می‌کردند و قسمت هایی از قربانی را در آتش می‌سوزاندند. بر سر تیر و نیزه کهنه‌های آغشته به نفت و غیرو مایعات سوختنی بسته و در آسمان رها می‌کردند.

کریستن سن در کتاب «نخستین انسان و نخستین شهریار» در روایات داستانی ایرانی بسیاری از این داستان‌ها را در تطبیق و شواهد ارائه داده‌است. رقص و شادی بر گرد آتش مراسم همگانی و اشتراکی اصل شادمانی و سرور همراه با باده نوشی، پشته‌های بزرگ هیمه و آتش در بلندی‌ها آتش‌بازی و راندن جانوران موذی در آتش از موارد اشتراک این جشن‌ها بوده‌است.

ابوریحان بیرونی به رسمی اشاره می‌کند که برای ما تا اندازه‌ای شگفت است «سده آبان روز است از بهمن ماه و آن روز دهم بود و اندر شبش که میان روز دهم است و میان روز یازدهم آتش‌ها زنند و و برگرد آن شراب خورند و لهو و شادی کنند و نیز گروهی از آن بگذرند تا به سوزانیدن جانوران بپردازند.»

سایت ویکی پدیا (آتش در فرهنگ ایران باستان):
آتش یکی از عناصری است که نزد ایرانیان باستان بسیار مقدس و مورد ستایش بوده‌است. آتش در اوستا بصورت آتَرش یا آتَر در پهلوی آتور یا آتخش و یا آتش و در فارسی آذر یا آثش آمده‌است. فرشته نگهبان آتش در پهلوی آتوریَزت و در فارسی آذرایزد نامیده می‌شود. به سبب اهمیت مقامی که این فرشته داشته، پسر اهورامزدا خوانده شده‌است. در آئین ایران باستان برای خشنودی فرشته آتش پیوسته در آتشکده‌ها و آتش دان‌های خانه‌ها چوب‌های خوشبو به کار می‌بردند. در دین مزدیسنا آتش نشانه‌ای از پاکی و راستی و اردیبهشت نگاهبان اوست. در ایران باستان پیدایش آتش از دو قطعه سنگ به زمان هوشنگ پیشدادی نسبت داده شده که بازماندهٔ آن جشن سده است که هنوز برقراری آن رواج دارد.
بزرگداشت و نیایش آتش از زمان‌های بسیار باستان میان آریاییان وجود داشته‌است. آریاییان عقیده داشتند که آتش اساس و جوهر زندگی و هستی بوده و چنین می‌پنداشتند که میان آتش و نبات رابطه‌ای وجود داشته‌است. همچنین می‌انگاشتند که میان آتش و روح نیاکان ارتباط و نزدیکی موجود‌بوده و به همین سبب است که دانشمندان نظر می‌دهند آتش‌پرستی و نیاپرستی از دوره‌های کهن با هم ارتباط داشته‌اند. آنچنانکه می‌نویسند چون بزرگ خانواده‌ای می‌مرد او را در صحن آتشگاه خانوادگی دفن می‌کردند و آتش مقدس بر گور او می‌افروختند و چنین عقیده داشتند که همانسان که آتش در زمان حیات نگاهبان خانواده است، پس از مرگ نیز از ارواح مردگان پشتیبانی می‌کند. بازماندهٔ این رسم در میان ایرانیان در دوره‌های بعد به صورت برافروختن شمع یا چراغ بر گور مردگان در آمده و هنوز این مراسم متداول است.

مورخین یونانی دربارهٔ توجهٔ پارسها به خدایانی همچون خورشید، ماه، زمین، آب، آتش اشاراتی دارند. از جمله استرابون آورده است که

پارسیان به شیوه‌های گوناگونی قربانی به آتش و آب تقدیم می‌کنند به خصوص روی آتش چوب‌های خشک بدون پوست گذاشته آنگاه تکه‌های گوشت انتخاب شده را روی چوب‌ها قرار می‌دادند سپس آتش افروخته و پیوسته او را فروزان نگاه می‌داشتند کسانی که به آتش بی‌حرمتی می‌کردند او را می‌کشتند.

مورخ دیگر کورتیوس می‌نویسد که ایرانیان برابر آتش و به این عنصر مقدس سوگند یاد می کنند و چنین سوگندهایی دارای اهمیت بسیار بوده‌است.

مطلب این وبلاگ هم خیلی طولانیه اگه حوصله داشتید برید بخونید:

معمار (اسطوره آتش در ایران باستان)

اسلام:
هرچی گشتم نشونه ای از تقدس آتش در اسلام ندیدم بلکه آتش و نار به عنوان عذاب و مجازات اخروی معرفی شده و از نظر طهارت و پاک کننده هم آتش جزء مطهرات نیست اما آفتاب جزء مطهراته:

وبلاگ احکام:
مطهرات یا پاك كننده ها 
چیزهایى كه اشیاء را پاك مى كنند عبارتند از: 
1 - آب 2 - زمین 3 - آفتاب 4 - اسلام 5 - استحاله 6 - انتقال 7 - تبعیت 8 - برطرف شدن عین نجاسات 9 - استبراء حیوان نجاستخوار 10 - غایب شدن مسلمان


پژوهشکده ی باقر العلوم (علیه السلام):
آفتاب: هرگاه آفتاب بر زمین و ساختمان و درب و پنجره و آنچه جزء زمین شمرده می‌شود و قابل انتقال نیست و همچنین بر گیاهان و درختان بتابد و آنها را خشک نماید، پاک می‌شوند به شرطی که اشیاء نجس خشک نباشند و محل نجاست مستقیماً بواسطه آفتاب خشک شود و عین نجاست در آنها باقی نماند.

همچنین توی لغت «رمضان» میشه آثاری از گرما و شبه آتش در پاک شدن دید:
سایت اسلام کوئست:

رمضان به معانی ذیل آمده است:

1. رمضان مشتق از «رَمَض» به معنای شدّت حرارت، و حرارت سنگ، بر اثر شدّت حرارت خورشید آمده است. همچنین گفته شده که از «حرّ» گرفته شده که به معنای برگشت از بادیه به شهر می‌باشد. بنابر این وقتی گفته می‌شود، ارْتِمَاضاً [رمض‏] من الحزن؛ یعنی باطن آن مرد از غم و اندوه سوخت، یا وقتی گفته می شود، ارْتِمَاضاً [رمض‏] لِفُلان؛ یعنی براى فلانى اندوهگین شد، و همچنین وقتی گفته می شود، ارْتِمَاضاً [رمضتْ کبدُهُ؛ یعنی کبد او تباه شد؛ مثل این که گونه‏اى بیمارى آن را مى‏سوزاند.

2. «رمضان» از «رمیض»، به معناى ابر و باران در پایان‏ چلّه‌ی تابستان و ابتداى فصل پاییز است که گرماى تابستان را دور می‌کند. به این دلیل این ماه را «رمضان» گفته‌اند که بدن‌هاى آدمیان را از گناهان می‌شوید.

3. «رمضان» بر گرفته از «رمضت النصل ارمضه رمضاً» است؛ به این معنا که نیزه را میان دو سنگ می‌گذاشتند و بر آن می‌کوفتند تا نازک شود. به این تعبیر، رمضان؛ یعنى، انسان خود را میان طاعت الهى قرار می‌دهد تا نفس او نرم و آماده‌ی بندگى شود.

وبلاگ هیئت فرهنگی-مذهبی حورالانسیه:

واژه رمضان از ماده «رَمَض» است و «رَمَضَ»به معنای شدت تابش خورشید بر ریگ و مانند آن است. «ارض رمضا» به زمین تاخته از گرمی آفتاب گفته می‌شود. امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «افرأیتم جزع احرکم من الشوکة تعبه و الرمضاء تحرقه...؛ آیا شما ضعف و بیتابی خود را هنگامی که خار به پای‌تان می‌رود، یا موقعی که پای‌تان بر اثر راه رفتن بر زمین تفتیده «رمضاء» می‌سوزد دیده‌اید؟ پس چگونه خواهید بود آن زمان که میان دو طبقه از آتش قرار گیرید». گفته شده رمضان از نام‌های خداوند است.
رمضان در اصطلاح نام نهمین ماه از ماه‌های قمری است. قرآن می‌فرماید:
«شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن». در علت نام گذاری این ماه به رمضان گفته‌اند: چون موقع نام گذاری این ماه، مصادف بوده با شدّت گرما، این ماه به «رمضان» موسوم شد.
رسول خدا فرمود: «رمضان، ماه گناه سوزی است و خداوند در این ماه گناهان بندگانش را می‌سوزاند و می‌بخشد، بدین جهت این ماه، رمضان نامیده شده است».


این مطالب لطافت و مدارای دین اسلام رو نشون میده که به راحتی حاضر به نابود کردن و بِالکُل سوزوندن بدها نیست بلکه به دنبال تهذیب و جداسازی خوبیها از بدیهاست.
بعضیا باید خدا رو شکر کنن که اسلام آتش رو جزء مطهرات نمیدونه و اگرنه معلوم نبود الان چه بلایی سرشون میومد!




نوع مطلب : فرهنگ، دل نوشته، تاریخ، 
برچسب ها : دین اسلام، آیین زرتشت، مطهرات و پاک کننده ها، تقدس آتش، فلسفه چهارشنبه سوری،




درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
بیاد اشکِ آن مشکی که رمق از سقای تشنه گرفت و حسرت به قلب اهل حرم گذاشت و آتش عطش را شعله ور کرد آتش عطشی که جز با قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه) فرو نمی نشیند.
اشک و مشک هر دو منشأ از آب دارند و آب یعنی زندگی و حقیقت آب و زندگی ولایت است.
خدا را شاکرم که رشته ام بر مبنای آب است و دعا می کنم به وسیله ی آب بسیاری از زمین ها و قلب های لم یزرع را زنده نمایم.


مدیر وبلاگ : شاهین حق پرست
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیه قرآن شمارنده
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات