تبلیغات
اشکِ مَشک

اشکِ مَشک
 
یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه
بنده باید از یکایک آن کسانی که آمدند و بیش از ۴۱ میلیون رأی را در صندوقها ریختند، از صمیم قلب تشکّر کنم. حقیقتاً کار بزرگی انجام گرفت؛ برای کشور اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی نشانه‌ی اعتماد عمومی مردم شد. [اینکه] اکثریّت هفتاد و چند درصدیِ کشور بیایند به نظام جمهوری اسلامی «آری» بگویند، تأیید کنند، به آن اعتماد کنند، خیلی مهم است. حالا بعضی‌ها متأسّفانه بگوییم از روی کج‌فهمی -یا چه بگوییم، نمیدانم- انکار میکنند؛ میگویند «رأی مردم ربطی به نظام اسلامی و تأیید نظام اسلامی ندارد»! چرا آقاجان؛ حتّی کسانی که ممکن است در دل از نظام اسلامی گله‌مندی هم داشته باشند، امّا وقتی می‌آید در چهارچوب نظام رأی میدهد، معنایش این است که این چهارچوب را قبول میکند و به آن اعتماد میکند و آن را کارآمد میداند که در چهارچوب آن دارد حرکت میکند. این قریب ۴۲ میلیون رأی ملّت، هفتاد و چند درصد، رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی بود. حادثه‌ی بسیار مهمّی بود.
 البتّه در تبلیغات، در مناظرات، حرفهایی زده شد، گاهی بداخلاقی‌هایی شد، برخی از دستگاه‌های گوناگون کشور مورد اتّهام قرار گرفتند؛ اینها کارهای خوبی نبود؛ گذشته، گذشته است؛ بایستی اینها ادامه پیدا نکند. همه توجّه داشته باشند: به آنچه در انتخابات انجام گرفت، با چشم اغماض نگاه کنند؛ تکرار نکنند؛ یعنی ملّت -چه آن گروهی که نامزد آنها رأی آورده است، چه آن گروهی که نامزد آنها رأی نیاورده است- باید از خودشان ظرفیّت نشان بدهند، از خودشان حلم نشان بدهند -حلم یعنی ظرفیّت، جنبه‌دار بودن- بی‌جنبگی نشان ندهند. بعضی هستند که اگر در یک قضیّه‌ای برنده هم بشوند بی‌جنبگی نشان میدهند، بی‌ظرفیّتی نشان میدهند، اگر بازنده هم بشوند همین‌جور؛ نه، بایستی چه در صورتی که انسان موفّق شد و به آن مقصودی که داشت رسید، چه در صورتی که نرسید، از خود ظرفیّت نشان بدهد. خب، خوشبختانه امسال در این انتخابات ظرفیّت نشان دادند، آن کسانی هم که موفّق نشدند ظرفیّت نشان دادند، بر خلاف سال ۸۸ که آن مشکلات را برای کشور به وجود آوردند.

۱۳۹۶/۰۳/۱۴بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)



طبقه بندی: مقام معظم رهبری،  اخلاق،  فرهنگ،  سیاست داخلی، 
برچسب ها: رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی، اعتبار برای نظام جمهوری اسلامی، ظرفیّت نشان بدهند، حلم نشان بدهند، بی‌جنبگی نشان ندهند،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 خرداد 1396 توسط شاهین حق پرست

وقت آن است به ما باده ی نابی برسد                 جام در دست گرفتیم شرابی برسد

لن ترانی و ترانی چه تفاوت دارد                     هدف آن است فقط از تو جوابی برسد

گنج ها هست نهان در دل هر ویرانه      پس چه خوب است به ما حال خرابی برسد

عاشق آن است که بر دیده ی منت بنهد             اگر از جانب معشوق خطابی برسد

من به بخشندگی و مهر تو ایمان دارم            چه خیالی است اگر روز حسابی برسد

گر قرار است گنهکار بخوانید مرا                   روز محشر به من ای کاش نقابی برسد

همه امید من این است که در روز جزا                زود از حضرت صدیقه خطابی برسد

عاشقانِ پسرم را سوی دوزخ مبرید                            نگذارید بر این قوم عذابی برسد

تا که آید به میان نام حسین بن علی                   برگه ی بخشش ما با چه شتابی برسد


شعر شب پنجم ماه رمضان سال 96 حاج منصور ارضی در مسجد ارک

دانلود مناجات با حجم 3.05Mb





طبقه بندی: حضرت فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)،  امام حسین (علیه السلام)،  حاج منصور ارضی،  شعر،  مناجات با الله (جلّ جلاله)، 
برچسب ها: شب پنجم ماه رمضان سال 96، حاج منصور ارضی، مسجد ارک، مناجات،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1396 توسط شاهین حق پرست

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                       آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی                                   باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد                   هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست      آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق                             اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود                      تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار      صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب              بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم                                        ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور                         اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان                 خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود                              شاهان کم التفات به حال گدا کنند





طبقه بندی: فرهنگ،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 خرداد 1396 توسط شاهین حق پرست
چند وقتیه که مسئله‌ ای در صداوسیما داره آزارم میده و تصمیم گرفتم اینجا بیانش کنم صداسیما جدیداً و بخصوص در نوروز امسال خیلی گفتگو محور شده‌ و خیلی مهمون دعوت میکنه این موضوع اشکالی نداره و اتفاقا باعث جذابتر شدن برنامه‌ ها شده‌ اما مشکل اینجاست که خیلی وقتا بعضی از این مهمونا آدمهای متخصص و موفق و شاخصی نیستن و صرفاً به خاطر معروفیتشون دعوت میشن و خیلی وقتا هم سوالاتی ازشون پرسیده میشه یا در موضوعاتی صحبت میکنن که هیچ فایده‌ای برای بیننده نداره بلکه ممکنه حتی مضر هم باشه!

برای مثال مسائل زندگی شخصی هنرمندا از جمله بازیگران و خواننده ها چه فایده‌ای برای بیننده ها داره؟!
درسته که بررسی مسائل هنری کشور خیلی خوب و مهمه و داشتن هنری در سطح عالی برای کشور و جامعه لازم و ضروریه اما چرا بجای بررسی مفید اوضاع هنری کشور با دعوت از هنرمندان متخصص و کاربلد باید به ازدواج و طلاق و سن بازیگران معمولی و حتی سطح پایین پرداخته بشه و یا شاهد حرکات و سخنان سیاسی خوانندگان و هنرمندان بدون تخصص و حتی شعور سیاسی باشیم!!!  (البته این مورد خیلی ربطی به صداسیما نداره)
میشه بجای این برنامه های زرد و سبک و صرفاً جذاب از مهمون های شاخص و متخصص و موفق در هر صنف دعوت کرد و راجع به کاروحرفه و تخصصشون باهاشون صحبت کرد به نظرم تو هر صنفی ی چند نفر هستن که بین همه خیلی مشخص و کاردرستن برای مثال کسی که تقریباً از صفر شروع کرده و الان صاحب یک تشکیلات منسجم و منظمه و برای افراد زیادی کارآفرینی کرده، باید صحبت های خیلی
جذاب و شنیدنی و ایده های خیلی مفیدی برای مردم داشته باشه!

و درنتیجه میشه گفت: {صرفاً معروف بودن افراد دلیل بر مفید و صحیح بودن حرفاشون نیست!}





طبقه بندی: فرهنگ،  اقتصاد،  دل نوشته، 
برچسب ها: نقدی بر صداسیما، دعوت از مهمانان مفید، پرهیز از سخن غیرتخصصی افراد معروف، دعوت از کارآفرینان شاخص، دعوت از کاربلدها در هر صنف، زرد و پرحاشیه شدن صداسیما،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1396 توسط شاهین حق پرست
همه ساله در جشن (یا جنگ) چهارشنبه آخر سال افراد زیادی کشته و زخمی میشن و خیلی ها پیام میدن و از مردم میخوان این جنگ بی هدف رو تموم کنن مخصوصاً امسال بعد از فاجعه ی پلاسکو خیلی ها گفتن دیگه بی خیال آتیش بازی (یا انفجار بازی) بشید و بذارید از امسال آتشنشان ها کمی استراحت کنن اما احتمالاً این قضیه به این سادگی جمع نمیشه چون تجربه نشون داده وقتی مردم رو از کاری منع می کنیم میرن سراغ کاری دیگه که چه بسا از قبلی خیلی بدتره مثلا همین چهارشنبه سوری من شنیدم که قبلا به صورت یک مراسم ساده و سنتی برگزار میشده و چندتا آتیش کوچیک درست میکردن و از روش می پریدن اما جلوش رو گرفتن و این حالت جنگی آخر سال شهر نتیجه اش شد و در اسلام و قرآن هم اول امر به معروف آمده بعد نهی از منکر یعنی شما اول باید راه و روشی درست رو به مردم معرفی کنی بعد اونا رو از کار غلط و نادرست منع کنی درنتیجه من با خودم فکر کردم که اگه بخواهیم مردم رو از ترقه بازی و آتیش بازی منع کنیم چه چیز رو باید جایگزینش کنیم و این ایده به ذهنم رسید که میتونیم از نور استفاده کنیم مثل نورپردازی ساختمان ها و اماکن (شبیه این فیلم ها)
[http://www.aparat.com/v/L6md0]

تصور کنید شهر به جای صداهای وحشتناک پر بشه از نورها و نورپردازی های زیبا و جذاب و تماشایی!
[http://www.aparat.com/v/93wfs]





طبقه بندی: فرهنگ،  دل نوشته، 
برچسب ها: چهارشنبه سوری،  
دنبالک ها: پاکی= آتشِ زرتشت یا رَمَض و آفتابِ اسلام،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اسفند 1395 توسط شاهین حق پرست
در روزهای پایانی این هفته برگزاری کنسرت سیدعلیرضا عصار را بعد از 6 سال در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران داریم که به این مناسبت آهنگ سولو ای نایاب (تکنوازی قطعه ی «بغض» با پیانو و تکخوانی) از کنسرت قدیمی ایشان را میگذارم که خیلی بی ربط به فضای غم آلود این روزهای کشور ناشی از شهادت و جانفشانی آتشنشان های غیورمان در ویرانه های ساختمان پلاسکو نیست!
دانلود سولوی بغض سید علیرضا عصار با حجم 8.4Mb

متن قطعه ی بغض:

بغض نکن ، گریه نکن ، اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو خواب ِ بدی که دیده ای
اگر که اعتماد ِ تو به دست ِ این و آن کم است
تکیه به شانه ام بده که مثل ِ صخره محکم است
به پای ِ صحبتم بشین ، فقط ترانه گوش کن
جام به جان ِ من بزن ، جانِ مرا تو نوش کن
تورا به شعر می کشم چو واژه پیش می روی
مرگ فرا نمی رسد ، تو تازه خلق می شوی
تو در شب ِ تولدت به شعله فوت می کنی
به چشم ِ من که می رسی فقط سکوت می کنی
اگر کسی در دلِ توست بگو کنار می روم
گناه کن ! به جای ِ تو بر سرِ دار می روم

سخنان سیدعلیرضا عصار درباره ی فاجعه ی ساختمان پلاسکو در کنسرت اخیر:
[http://www.aparat.com/v/4zEwo]




طبقه بندی: سید علیرضا عصار،  شعر،  چند رسانه ای (صوت و فیلم)، 
برچسب ها: تکنوازی با پیانو و تکخوانی، کنسرت سیدعلیرضا عصار، سولوی قطعه بغض، آهنگ سولو نایاب، شهادت و جانفشانی آتشنشان های پلاسکو،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط شاهین حق پرست
حادثه ی دیروز ساختمان پلاسکو (که خودم از صبح شاهد عبور انواع دستگاه های امدادی و دولتی و آژیر ممتد در خیابان انقلاب بودم) باعث شد چند جمله ای دراین باره بنویسم ابتدا مثل همه از پرسنل غیور و جانفشان آتشنشانی تقدیر و تشکر میکنم و بخاطر شهادت همکارانشان به ایشان و خانواده های شهداء تسلیت عرض میکنم!


همیشه برام سوال بوده که چرا پرسنل جان برکف آتشنشانی زیر مجموعه ی شهرداری ها هستند و چرا با این همه خطری که در کار آنهاست و نظمی که در کارشان وجود دارد جزء نظامی ها محسوب نمی شوند؟ (دقت کنید نظامی به معنیِ فرد مسلح نیست بلکه به معنیِ شغل با نظم بسیار زیاد است!)
و از امکانات دیگر نظامی ها برخوردار نیستند؟


و از طرفی دیگر بسیاری از اماکن و منابع ما اصلاً داخل شهرها نیستند که زیر پوشش آتشنشانی باشند برای مثال اگر خانه ای در روستایی کوچک بسوزد آتشنشانی وجود ندارد یا بدتر اگر جنگلی بسوزد آتشنشان از کدام شهر برای خاموش کردن آن مراجعه می کند؟
و از دیدی دیگر هرچه شهر کوچکتر باشد آتشنشانی آن هم ضعیفتر است یا که اصلاً وجود ندارد!

و در نتیجه از نمایندگان مجلس و مسئولان قانون گذار میخواهم که آتشنشانی را به عنوان اولین نیروی نظامی بدون سلاح و جانبخش محسوب کنند تا یک نیروی  آتشنشانی واحد و قدرتمند در تمام نقاط کشور داشته باشیم!




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: شهدای آتشنشان، ساختمان پلاسکو، نظامی بودن آتشنشانی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 بهمن 1395 توسط شاهین حق پرست
امشب طبق معمول به سینما رفتم و به تماشای فیلم خوش ساخت سیانور ساخته ی کارگردان جوان و آتیه دار سینمای ایران ، بهروز شعیبی نشستم!

دوست ندارم داستان و موضوع اصلی فیلم رو لو بدم اما از آنجایی که اکثر مردم از موضوع فیلم بیخبرند و حتی یادمه فیلم در سکوت خبری کامل(احتمالا به خاطر مسائل امنیتی) ساخته شد موضوع رو لو میدم ، فیلم درمورد نقطه ی انحراف سازمان مجاهدین خلقه!
یعنی دقیقا جایی که این گروه مسلح از مجاهد مسلمان تبدیل شدن به کمونیست منافق!

نکته ای که در این فیلم برام جالب بود ایده ای بود که برای داستان بعد از تماشای فیلم من سهیل بیرقی برام بوجود اومده بود و داستانی شبیه اون در این فیلم وجود داشت یعنی دو نیروی اطلاعاتی از دو قطب مخالف، به هم علاقه مند شوند و عاشق هم بشوند (سوژه ی خیلی جذاب و جالبیه!) در این فیلم هم پسری پلیس و ساواکی و دختری چریک و مبارز عاشق هم شده بودند!
چیزی که در این فیلم مثل فیلم قبلی که دیدم (اروند) خیلی منو میسوزوند واقعی بودن فیلم بود حتی تصور اینکه این اتفاقات در دنیای واقعی اتفاق افتاده برای ما که بدون مشکل در امنیت و رفاه نسبی زندگی میکنیم خیلی سخته! (همیشه از خوندن داستان و رمان به خاطر غیر واقعی و تخیلی بودنشون خودداری میکنم و خوندن تاریخ رو چون واقعی و بدور از تخیل و توهمه ترجیح میدم!)


پی نوشت:توصیه میکنم اگه برای دیدن فیلمی به سینما میرید اگه براتون مقدوره حتما به سینمای خوب و بزرگ برید تا از دیدن فیلم لذت ببرید امشب وقتی برای دیدن فیلم به سالن ۲سینما بهمن رفتم همون ابتدای وارد شدن ابهت بزرگی سینما منو گرفت! و فکر کنم این بزرگترین سینمایی بود که تا به حال رفتم!
واقعا از سینمای انقلاب اسلامی باید چنین فیلم هایی بیرون بیاد نه فیلم هایی تلخ با سیاه نمایی جامعه به هدف بردن اسکار واقعا چرا باید سینماگران ما مثل سگ دمشون رو جلوی گرگ های آمریکایی تکون بدن و براشون خوش خدمتی کنن تا اونا ی تیکه استخون اسکار به طرفشون پرت کنن!





طبقه بندی: تاریخ،  فیلم نوشت، 
برچسب ها: فیلم سینمایی سیانور، بهروز شعیبی، سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، اسکار،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 آبان 1395 توسط شاهین حق پرست
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 مهر 1395 توسط شاهین حق پرست
یک تغییر بزرگ در زندگی انسان پیدا شد. کشف کشاورزی و بدست آوردن غذا از زمین تغییر عظیمی بوجود آورد. برای انسان خیلی آسان تر بود که به بوسیله ی کشاورزی غذای خود را از زمین بدست آورد تا اینکه تمام وقت با اضطراب و نگرانی به دنبال شکار حیوانات باشد.     ................................
کشاورزی تغییرات دیگری را هم با خود همراه آورد. خوراکی که به وسیله ی کشاورزی از زمین بدست می آمد بیش از آن بود که یکباره خورده و مصرف شود این مازاد محصول یا محصول اضافی درجایی جمع و انبار می شد. کارهای مختلفی بوجود و طبقات مختلف مردم کارهای مختلفی را که در مزرعه ها و جاهای دیگر پیدا شده بود انجام می دادند. بعضی ها هم کار سازمان دادن و سرپرستی کردن کارها را بر عهده دار شدند.
سازمان دهندگان و سرپرستان تدریجاً قدرت بیشتری یافتند و همانها بودند که بعدها به تدریج به پاتریک ها و حکمرانان و پادشاهان و اشراف مبدل گشتند. آنها که قدرت و نفوذی زیادتر از دیگران بدست آورده بودند مقدار زیادی از محصولات اضافی کشاورزی را متصرف شدند و برای خودشان نگه داشتند. به این ترتیب از دیگران ثروتمندتر شدند در حالی که آنهایی که در مزارع کار می کردند فقط آنقدر از آن سهم می بردند که بتوانند زنده بمانند.
بعدها زمانی فرا رسید که این سازمان دهندگان و سرپرستان که کار دیگری انجام نمی دادند فوق العاده تنبل و بیکار شدند و حتی دیگر لیاقت انجام همان کار سازمان دادن و سرپرستی کردن را هم نداشتند. آنها هیج کاری نمی کردند جز اینکه می کوشیدند و مراقب بودند که از محصول کار کشاورزان و کارگرانی که خوراکی ها و محصولات را تولید می کردند قسمت عمده را برای خودشان بگیرند. آنها کم کم فکر کردند که اصولاً حق طبیعی آنهاست که به این شکل از محصول کار دیگران زندگی کنند، بدون اینکه خودشان هیج کاری انجام دهند.    .........................
در طول تاریخ هرچند گاه یکبار روشهای تازه و سریعتری برای تولید غذا و سایر چیزها کشف شده است. لابد فکر می کنی که وقتی روش های بهتری برای تولید به کار رود محصولات بیشتری فراهم می شود و در دنیا ثروت بیشتری به وجود خواهد آمد و هرکس بهره و نصیب بیشتری خواهد داشت. اگر چنین فکر بکنی تا اندازه ای حق داری اما از جهتی هم اشتباه می کنی.
راست است که روشهای بهتر تولید، ثروت دنیا را زیادتر ساخته است اما آیا چه قسمتی از دنیا را ؟ خوب پیداست که در کشوری مثل کشور ما هنوز فقر و تیره روزی عظیمی وجود دارد اما حتی در کشور غنی و ثروتمندی مثل انگلستان نیز وضع چنین است.
چرا؟ آیا ثروت و دارایی به کجا می رود؟
واقعاً چیز عجیبی است. با وجود اینکه دائماً ثروت بیشتری تولید شده است فقیران همچنان فقیر باقی مانده اند. در بعضی کشورها وضع فقیران کمی بهتر شده و پیشرفت کرده است اما در مقایسه با میزان ثروت تازه ای که در دنیا فراهم می شود این پیشرفت آنها بسیار ناچیز است. به آسانی می توان دید که قسمت عمده ی ثروت و دارایی به کجا می رود. ثروت به دست کسانی می رود که معمولاً سازمان دهنده و کارفرما هستند. و می توانی ببینی که از هر محصولی بدست می آید سهم عمده و اصلی را برای خودشان برمی دارند!
عجیب تر آنکه در اجتماع طبقه ای به وجود آمده است که عقیده دارند خودشان نباید هیچ کاری انجام دهند و در عین حال باید از محصول کار دیگران سهم بیشتری را برداشت کنند! این طبقه خود را خیلی محترم می شمارد و بعضی اشخاص ابله هستند که تصور می کنند کار کردن برای زندگی یک نوع عمل ناپسند و مخالف شئون و احترام آنهاست!
چنین است وضع آشفته ی دنیای ما ....
آیا تعجب آور نیست که دهقانان مزرعه ها و کارگران کارخانه ها فقیر هستند در حالی که آنها خوراک و ثروت دنیا را فراهم می سازند؟..................................
دویست سال پیش یک فرانسوی مشهور به نام «ولتر» درباره ی سیاست مداران و نظایر ایشان گفت: «آنها در سیاست های عالی خود توانسته اند هنری کشف کنند که با آن کسانی را که با زراعت زمین وسیله ی زندگی دیگران را فراهم میکنند از گرسنگی نابود سازند.»

برشی از کتاب نگاهی به تاریخ جهان نوشته ی جواهر لعل نهرو




طبقه بندی: مقام معظم رهبری،  فرهنگ،  کشاورزی،  اقتصاد،  تاریخ،  کتاب، 
برچسب ها: کتاب نگاهی به تاریخ جهان، جواهر لعل نهرو، برش کتاب، توصیه کتابخوانی رهبر انقلاب،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1395 توسط شاهین حق پرست
(تعداد کل صفحات:18)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق مطالب برای اشکِ مَشک محفوظ می باشد